تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٤ - سوره البقرة(٢) آيات ١٦٠ تا ١٦٩
ذات و صفات ندارد لا إِلهَ هيچ معبودى نيست مستحق عبادت إِلَّا هُوَ مگر او كه واحِدٍ است در ذات واحد در صفات اين تقرير وحدانية او است و ازاحه توهم اينكه تواند بود كه الهى باشد كه مستحق عبادت نباشد از ايشان الرَّحْمنُ خداى شما كه معبود يكتا است يگانه بخشاينده است در تربيت اشباح الرَّحِيمُ مهربانست بر تقويت ارواح اين در حكم (حجة) است بر (وحدانية) يعنى چون كه او مولى همه نعم است از اصول و فروع آن و ما سواى او يا نعمت است و يا (منعم عليه) پس احدى غير او استحقاق عبادت نداشته باشد و ميتواند بود كه الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ دو خبر ديگر باشد مر إِلهُكُمْ را يا خبر مبتداى محذوف و وحدانيت حق تعالى بر (چهار) وجه است يكى آنكه مثلى و كفوى ندارد (دوم) آنكه متفرد است بالهية و استحقاق عبادت (سيم) تجزيه و تبعيض بروى روا نيست (چهارم) در قدميت ذات و صفات متفرد است و بدانكه لا در لا إِلهَ از براى نفى جنس است و معنى آنست كه هر چه ادعاى معبوديت او ميكند غير از او همه منفى است و او را صلاحيت الهية و استحقاق عبادت نيست مگر او سبحانه را و اين كلمه (اخلاص) است هر كه دست در آن زند دست در عروة الوثقى زده لقوله تعالى فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى و كلمه تقواست لقوله وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى و مفتاح جنت
لقوله ص مفتاح الجنة لا اله الا اللَّه
و حصن حصين و حرز حريز است
لقوله عز و جل لا اله الا اللَّه حصنى و من دخل حصنى امن من عذابى
آوردهاند كه چون حق تعالى ذكر وحدانيت خود فرمود مشركان از اين تعجب كرده گفتند يا محمد صلّى اللَّه عليه و آله (كيف يسع الناس اله واحد) همه مردمان عالم را يك خدا چگونه كافى باشد امروز بر گرد كعبه سيصد و شصت بت هست و اهل آن را كافى نيست و چنان كه بايد مهمسازى ايشان نميتوانند كرد و اگر در ايندعوى صادقى آيتى بيار كه مصدق تو باشد تا بآن تصديق قول تو كنيم سعيد بن جبير گفت جهودان گفتند ارنا آية ما را آيتى بنما تا بدان علم بصدق قول تو پيدا كرده بتو بگرويم و بروايت ديگر مشركان گفتند كه يهود ميگويند آيت موسى (يد بيضا و فلق دريا و قلب عصا) بود و نصارى بر آنند كه آية عيسى ابراء اكمه و ابرص و احياى موتى بود و تو نيز از خداى خود در خواه تا كوه صفا را منقلب سازد بطلانا بوحدانيت او بگرويم و ترك الهيه خود كنيم حقتعالى آيتى فرستاد كه منطويست بر هفت دليل بر وحدانيت او سبحانه و هى قوله إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ بدرستى كه در آفريدن آسمانها كه خيمهايست بيستون برافراشته و بىعلامت معلق بداشته وَ الْأَرْضِ و در آفرينش زمين كه بساطيست مبسوط و مهادى مضبوط جمع سماوات و