تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٨ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
نطفه نسبة بحيوان باين و چه كه او سبحانه عادت خود را جارى ساخته بافاضه صور و كيفيات بر ماده ممتزجه و يا قوة فاعله را ابداع نموده در آب و قوة قابله را در زمين كه متولد مىشود از اجتماع اين هر دو انواع ثمار و او سبحانه اگر چه قادر است كه ايجاد همه اشياء نمايد بدون اسباب و مواد هم چنان كه ابداع نفوس اسباب و مواد نموده ليكن در انشاء اشيا بر سبيل تدريج از حالى بحالى صنايع و حكم مندرج است چه حينا بعد حين و زمانا بعد زمان از آن عبر متعدده متجدد ميشود مر اولوا الأبصار او علوم متجدده ايشان را حاصل ميشود بقدرة او سبحانه بخلاف ايجاد اشياء دفعة واحده و بدان كه من اولى ابتدائيه است خواه آنكه مراد به سما سحاب باشد بجهت آنكه هر چه علو دارد آن را سما ميگويند و خواه قبه فلك زيرا كه مطر از سما مبتدء ميشود و بسحاب منتهى ميگردد و بعد از آن از سحاب بارض ريزان ميشود چنان كه مذكور شد و يا ابتداء آن از اسباب سماويه است كه مثير اجزاء رطبه است از اعماق ارض بجو هوا و در آن جا منعقد شود بسحاب ماطره من ثانيه براى تبعيض است بدليل تنكير ثمرات و ماء و رزق فكانه قال (و انزلنا من السماء بعض الماء و اخرجنا به بعض الثمرات ليكون بعضا من رزقكم) و در واقع همچنين است زيرا كه از آسمان همه آب نازل نمىشود و همه ثمرات بمطر بيرون نمىآيد و كل ثمرات مرزوق نيست بلكه بعض مرزوقست و يا براى تبيين است و رزقا مفعول به است بمعنى مرزوق كقولك انفقت من الدراهم الفا و ذكر ثمرات كه جمع قلة است با آنكه مقام مقتضى جمع كثرت است كه آن ثمار است بجهت آنست كه مراد بآن جماعة ثمره است كه در اين قول واقع است كه ادركت ثمرة بستانه و مؤيد اين است اين كه بعضى من الثمره خواندهاند بصيغه توحيد و يا بجهت آنكه جموع در موقع يكديگر واقع ميشوند كقوله كم تركوا من جنات و قوله ثلاثة قروء و يا بجهت آن كه چون ثمرات محلى بلام است پس از حد قلة خارج است و يا تنبيه بر قلة ثمار دنيا در جنب ثمار آخرة و لكن صفة رزقا است اگر مراد بآن مرزوق باشد و مفعول است اگر مراد بآن مصدر باشد كانه قال رزقا اياكم يعنى بجهت روزى دادن شما را و حق تعالى در اين آيه تنبيه مردمان ميكند بر آن كه او سبحانه است كه خالق همه اشيا است و رازق همه مردمان نه اوثان كه بعبادت او ميل ميكنند و لهذا بعد از اين بايراد فاء تعقيبيه نهى مكند ايشان را از عبادت غير خود و ميفرمايد كه فَلا تَجْعَلُوا پس مگردانيد و پيدا ميكنيد يعنى فرا مگيريد لِلَّهِ أَنْداداً مر خداى را شريكان و انبازان در عبادت اين متعلق است باعبدوا و اگر لا براى نهى باشد و معطوف بر آن يعنى پرستش كنيد خداى را كه خالق و رازق شما است پس غير او را شريك او مگردانيد در پرستش و يا منصوب است باضمار ان كه در جواب امر باشد يعنى