تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٦ - سوره البقرة(٢) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
مخلوقا عصى اللَّه للغنى* و لم تر مخلوقا عصى اللَّه للفقر*
در خبر است كه روزى أمير المؤمنين عليه السّلام و حضرت خضر عليه السّلام بيكديگر رسيدند أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود اى خضر كلمه از حكمت بگو تا از تو حفظ كنم خضر گفت
ما احسن تواضع الاغنياء للفقراء قربة الى اللَّه
يعنى چه نيكو است تواضع توانگران براى درويشان بجهت قصد نزديكى برحمت ملك منان و أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه ميخواهى از اين نيكوتر بشنوى گفت آرى فرمود
احسن من ذلك تكبر الفقراء على الاغنياء ثقة للَّه
نيكو تر از اين تكبر درويشان است بر توانگران براى اعتماد بر كرم خدا و سر (ليس الغنى من كثرة العرض انما الغنى غنى النفس) اينجا مشاهده ميگردد و اما ثواب صبر بر بيمارى و رنجورى بسيار است از جمله در خبر است كه فرداى قيامت اصحاب بلا و اسقام را بمحشر درآرند و اعواض بىاندازه بديشان رسانند بر وجهى كه هيچكس مثل آن نديده باشد و در خاطر نگذرانيده و چون اهل صحت آن مزيت عاليه را بينند تمنا كنند كه كاش در دنيا اعضاى ايشان را بمقراض ذره ذره ميكردند و بانواع بلا گرفتار ميبودند تا باين مرتبه ميرسيدند و در آثار آمده كه چون حقتعالى ايوب را مبتلا ساخت بالام و اسقام اهل اسقام و بلوى از اقطار عالم ميآمدند و از وى دعا ميخواستند و او دعا مىكرد و حقتعالى شفا بايشان ارزانى ميفرمود وى را گفتند كه چرا دعا براى خود نمىكنى فرمود از خداى خود شرم دارم كه چهل سال در نعمت و صحت بوده باشم و در آن مدت مرا صداعى عارض نشده باشد و الحال كه مرا مبتلا گردانيده و مقدار مدت عافيت كه چهل ساله است نگذشته از او طلب شفا كنم حقتعالى بجهت صبورى وى بر اين بليه عافيت باو ارزانى فرمود و آنچه از او اخذ كرده بود اضعافا مضاعفة باو رسانيد و اما جزاى صبر در حين باس و حرب اينست كه ميفرمايد كه أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ الاية و بموجب حديث متواتر
افضل الاعمال احمزها
ثواب صابران بر ثبات اقدام در حروب از اعمال ديگران بيشتر خواهد بود و در مرتبه عاليه و درجه عاليه كه در حيطه و هم هيچكس در نيامده باشد فايز خواهد بود و از عبد اللَّه ابن عباس روايتست كه چون اين آيه قرائت كرد گفت كيست كه باين آيه عمل كند مگر پيغمبرى يا پيغمبر صفتى و فرشته سيرتى و در مجمع مذكور است كه اصحاب ما استدلال كردهاند بدين آيه بآنكه مراد باهل اين آيه أمير المؤمنين عليه السّلام است زيرا كه ميان امت هيچ خلافى نيست در آنكه آن حضرت جامع جميع اين خصال بود پس جزما مراد آن حضرت باشد چه معلوم نيست يقينا كه غير او جامع اين صفات بوده باشد و لهذا زجاج و فرا گفتهاند كه اين آيه مخصوص است بانبيا زيرا كه غير انبياء چنان كه بايد اداء همه حقوق نميتوانند كرد و بدانكه چون حق سبحانه بيان فرمود كه بر تمام نميشود مگر بايمان و تمسك بشرايع در عقب آن بيان احكام شرايع ميكند و چون حفظ دماء و جرح