تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٩ - سوره البقرة(٢) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
هم چنان كه در اين آيه كانه قال اللَّه تعالى (عفى له عن جنايته من جهة اخيه يعنى ولى الدم) و ذكر ولى بلفظ اخوة ثابتة بينهما جهت جنسية است و اسلام تا رقت قلب نمايد و عطوفت مرعى دارد بر او و ملخص معنى آنست كه اگر ولى دم از قصاص قاتل درگذرد و راضى بديه شود فَاتِّباعٌ پس بر قاتل است بعد از عفو از پى رفتن بِالْمَعْرُوفِ بنيكويى و آن طوع و رغبت است در دادن دية وَ أَداءٌ و ادا كردن و رسانيدن وجه دية إِلَيْهِ بولى مقتول بِإِحْسانٍ بنيكويى يعنى بزودى نه بمطل و بدخويى و يا بر عافيست اتباع بمعروف يعنى سخت گيرى نكند بر جانى در طلب دية او و او را مهلت دهد اگر معسر باشد و يا زياده از حق دية از او نطلبد و در كنز العرفان آورده كه عفو گاه هست كه مطلق است به اين معنى كه عافى جانى را عفو كند بدون شرط دية و اين هنگام هيچ چيز بر ذمت جانى نخواهد بود از قصاص و دية و گاه هست كه مشروط است باداى دية و الى الاخير اشار بقوله فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ اى فالامر او تباع فليكن اتباع بنا بر اول خبر مبتداء محذوفست و بر ثانى فاعل فعل محذوف و اين وصيتى است مر عافى را بآنكه بمعروف طلب دية كند و بزيادتى ظلم بر جانى نكند و او را تعنت و درشتى ننمايد و وصيتى است مرجانى را به اينكه بخس و مماطله جايز ندارد بلكه شاكر باشد بر عفو عافى و اداى دية نمايد باو و اكثر علماء از صحابه و تابعين برانند كه اخذ دية مشروط است برضاى قاتل و گويند غير مشروط است بآن و نزد بعضى اين وصيت مخصوص است بجانى اى فعليه اتباع و بنا بر اول ممكن است كه در آن دلالت باشد بر تاجيل دية بمدت يك سال و گفتهاند كه در آيه دليل است بر آنكه دية يكى از دو مقتضى عمد است و الا مرتب نميساخت امر باداى دية را بر مطلق عفو بلكه آن را مفيد ميگردانيد بعفو از خطا و اين قولى ضعيفست ذلِكَ اين حكم مذكور كه عفو است از قصاص و طلب دية تَخْفِيفٌ سبكبارى است شما را مِنْ رَبِّكُمْ از نزد پروردگار شما وَ رَحْمَةٌ و مهربانى و بخشايشى از او در تسهيل امر و تحصيل نفع چه بر اهل تورية قصاص لازم بود و عفو كردن و دية گرفتن حرام و بر اهل انجيل عفو بود و اخذ دية و قصاص حرام بود حقتعالى اين امت مرحومه را مخير ساخت ميان قصاص و عفو و دية بجهت تيسير امر برايشان و تقدير حكم بر حسب مراتب ايشان فَمَنِ اعْتَدى پس هر كه از حد درگذرد بَعْدَ ذلِكَ پس از آنكه عفو كرده باشد و دية داده شده به اين معنى كه بعد از عفو و اخذ دية قاتل را بكشد و اين قول ابن عباس و حسن و قتاده و مجاهد است و مروى از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه عليهما السلام و اين بر اين وجه بود كه ولى دم در جاهليت قاتل را ايمن ميگردانيد بقول دية از او و بعد از آن بر او ظفر يافته