مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٤ - نگاهی به قرآن
اهمّیت سوق الجیشی دارند. چرا ابرقدرتها نسبت به عدن که یک جای نسبتاً کوچکی است یا یمن جنوبی که از نظر خودش اهمّیت زیادی ندارد، اینهمه حسّاسیت دارند؟
آن جاهایی که منابع ثروت هست، نفت هست، حسّاسیت هم بیشتر است. خیلی از جنگها ماهیت اقتصادی دارد؛ یعنی برای به دست آوردن منابع اقتصادی است نه به منظور گسترش قلمرو. انگلستان اگر در هندوستان میجنگد برای وسعت دادن به خاک خود نیست بلکه میخواهد از هندوستان به عنوان بازار مصرفی برای کالاهای خود استفاده کند و منابع زیر زمینی آنها را به یغما برد.
بعضی از جنگها و مبارزهها هم جنبه اعتقادی و ایدئولوژیکی دارد و چون حامل یک فکر و عقیده و ایدئولوژی است، میخواهد مانع را از سر راه عقیدهاش بردارد یا اینکه میخواهد راهی پیدا کند تا عقیدهاش را در دنیا تبلیغ کند. علی (علیه السّلام) تصریح میکند که جنگهای صدر اسلام ماهیت ایدئولوژیکی داشت:
و حملوا بصائرهم علی اسیافهم [١].
آنها بصیرتها و درکها و آگاهیهای خود را روی شمشیرهایشان حمل میکردند.
یعنی میخواستند با این شمشیرها به مردم آگاهی بدهند نه چیز دیگری. از مردم چیزی نمیخواستند بگیرند، میخواستند بدهند. آنچه را هم میخواستند بدهند بصیرت و آگاهی بود. اگر میگوییم پیامبران پیروز هستند مقصود پیروزی نظامی نیست. اگر ما مبارزه حسین بن علی (علیه السّلام) را با لشکریان یزید و ابن زیاد از جنبه نظامی، یعنی از نظر ظاهری و صوری، در نظر بگیریم امام حسین شکست خورد و آنها پیروز شدند؛ امّا اگر ماهیت قضیه را در نظر بگیریم، فکری و اعتقادی است، یعنی حکومت یزید سمبل جریانی بود که میخواست فکر اسلامی را از بین ببرد و امام حسین برای احیای فکر اسلامی جنگید، در این صورت باید ببینیم آیا امام حسین به مقصودش رسید یا نرسید؟ آیا توانست یک فکر را در دنیا زنده کند یا نتوانست؟
میبینیم که توانست. هزار و سیصد سال است که این نهضت هر سال یک پیروزی جدید به دست میآورد؛ یعنی هر سال عاشورا، عاشوراست و معنی «کلّ یوم عاشوراء»
[١]. نهج البلاغه، خطبه ١٥٠.