مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٥
همه چیز- همه از پذیرش این امانت امتناع کردند، یک موجود قبول کرد که این امانت را تحمّل کند و آن انسان بود. بعد میفرماید این انسان، ظلوم و جهول بود. روی این آیه خیلی بحث هست. حال این که این آیه ناظر بر همین مسأله فطرت باشد یا نباشد [جای بحث است]، همین قدر خواستم اشاره کرده باشم.
آیات دیگری در قرآن است که به آن صراحت نیست ولی البتّه بعضی از مفسّرین به این شکل تفسیر کردهاند، مثل آیهای که میفرماید:«وَ لَئِنْ سَئَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الْارْضَ لَیقولُنَّ اللَّهُ» [١] یعنی اگر از این مردم، از این کافران، از این مشرکان، بپرسید که چه کسی آسمان و زمین را آفریده است میگویند «اللَّه».
این آیه را دو جور تفسیر میکنند: بعضی میگویند مقصود قرآن این است که اینها اعتقادشان به خالقیت الهی کامل است، یعنی اینها خدا را خالق میدانند و بتها را خالق و شریک در خالقیت خدا نمیدانند، عیب کارشان این است که با اینکه خدا را خالق مطلق میدانند معذلک در عبادت، غیر خالق را شریک خالق قرار میدهند. اگر این جور باشد این بیان همان اعتقاد متعارف و معمولی مشرکین زمان پیغمبر است.
ولی بعضی میگویند قرآن میخواهد بگوید که اینها الآن به حسب اعتقادات سخیف خودشان، برای خدا غیر خدا را شریک قرار میدهند حتّی در خالقیت- البتّه نه اینکه اعتقاد به شریک دارند بلکه اصلًا فکری در این زمینه ندارند- ولی اگر شما از آنها بپرسید که تو چه کسی را عبادت میکنی، ناچار میگوید «خالق». بعد میگویید خالق کیست؟ آنگاه فطرتش جواب میدهد: «اللَّه».
این آیات را هم گفتهاند، ولی ما فعلًا به این آیاتی که ذووجهین است کاری نداریم.
سه جمله برایتان نقل میکنم، یک جمله از حضرت رسول، یک جمله از نهج البلاغه و یک جمله از صحیفه سجّادیه. البتّه اینها را برای نمونه ذکر میکنم و الّا در باب فطرت، ما بیش از اینها حدیث و روایت داریم. جملهای که از رسول اکرم رسیده است این حدیث معروف است [٢]: «کلّ مولود یولد علی الفطرة فابواه یهوّدانه او ینصّرانه او
[١]. لقمان/ ٢٥.[٢]. این حدیث را بیشتر، اهل تسنّن روایت کردهاند ولی شیعه هم روایت کرده است؛ آنها متعدّد روایت کردهاند، در شیعه من یک جا بیشتر برخورد نکردم.