مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٥ - آیا ارزشهای انسانی متغیر است؟
از این رو انسان در هر دوره، ارزشهای اخلاقی مختصّ به آن دوره را دارد که میتوان به آن متّکی بود. اخلاق فئودالی با اخلاق کمونیستی فرق میکند ...
در اینجا روی دو جهت تکیه شده است و یک مقدار هم شاید خلط مبحث شده باشد. یکی مسأله اینکه ارزشهای انسانی ثابت نیست و متغیر است. این همان مسأله نسبیت اخلاق است، یعنی در میان ارزشهای انسانی، آن قسمت که مربوط به اخلاق است، متغیر است، مسأله متغیر بودن و نسبی بودن اخلاق. آیا خود این مطلب حرف درستی است؟ یعنی واقعاً ارزشهای انسانی و از جمله ارزشهای اخلاقی متغیر است؟
همین چندتایی که ما نام بردیم [یعنی مقولات پنجگانه فطریات احساسی] آیا اینها واقعاً متغیر و متحوّل است؟ مثلًا گفتیم حقیقتجویی خودش برای انسان یک ارزش است. آیا این یک ارزش متغیر است؟ یعنی در دورههای مثلًا اشتراک اوّلیه، کشاورزی، بردگی، فئودالی، سرمایهداری و کمونیستی، این ارزش برای انسان تغییر کرده است؟ یا این به صورت یک ارزش ثابت برای انسان هست؟
ثانیاً اگر ارزشها متغیر باشد معنایش این است که هر ارزشی در زمان خودش درست است و در زمان دیگر محکوم است. مثلًا اخلاق فئودالی را در نظر میگیریم. آیا ما میتوانیم این اخلاق را که «اخلاق فئودالی» مینامیم، به دلیل اینکه وابسته به دوره فئودالیسم بوده امضاء و تصحیح کنیم؟ یعنی ما باید ببینیم در آن دوره، آنها چه چیز را اخلاق میدانستند [همان را تأیید کنیم] ولو آنکه اخلاق دانستنشان مثلًا به این بوده است که- اگر چه افسانه است- ضحّاک بیاید روزی یک جوان را بکشد برای اینکه مارهای روی دوش خود را با مغز آنها تغذیه کند؟ یا این که نه، یک سلسله اصول ثابت در کار است. کار فرعون در زمان خودش هم محکوم است؛ نه اینکه کار فرعون چون تعلّق به زمان فرعون دارد در زمان خودش درست است، ما در زمان دیگری هستیم و نباید ارزشهای زمان خودمان را به زمان فرعون و موسی (علیه السّلام) تحمیل کنیم، فرعون به زمان دیگری تعلّق داشته و آنچه که در آن زمان، آنها آن را اخلاق میدانستند اخلاق درستی است. آیا ما میتوانیم چنین حرفی بزنیم؟!
ثالثاً در این بیان روی اخلاق طبقاتی تکیه شده است. قاعدتاً هم همینجور باید باشد، یعنی مارکسیسم نمیتواند به اخلاق انسانی- یعنی اخلاقی که برای کلّ انسانها اخلاق است- قائل باشد. مطابق این بیان مثلًا در زمان ما که نمونهای از همه