مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١١ - توجیه بر اساس نفی فطریات احساسی
واضحترین مصادیقش. مثلًا گرایش انسان به علم و تقدیس علم برای چیست؟
میگویند انسان با حیوان فرقی ندارد، آنچه انسان به حسب غریزه میخواهد همان مسائل معاشی است، چیزهایی است که به معاش و زندگیاش و همین وسائل مادّی طبیعی که باید برایش فراهم بشود [مربوط است] ولی انسان در اثر همین زندگی معاشی و همین حوائج مادّی، نیاز پیدا میکند به یک سلسله امور دیگر که این نیازها به شکلهای مختلف پیدا میشود. مثلًا انسان احتیاج به قانون پیدا میکند. چرا احتیاج به قانون پیدا میکند؟ زیرا انسان وسائل معاش خودش را فراهم میکند. بدیهی است که انسان، تنها نمیتواند زندگی کند و انسانها مجبورند با یکدیگر زندگی کنند، منافع و مصالحشان اقتضا میکند که با یکدیگر زندگی کنند؛ بعد که با یکدیگر زندگی میکنند احساس میکنند که باید میان خودشان یک حدّی و یک مرزی قائل بشوند، ناچار میآیند مقرّراتی برای خودشان وضع میکنند. این مقرّرات، «قوانین» است ولی این مقرّرات را هم رعایت میکنند برای این که منافع همه اینها اقتضا میکند که این مقرّرات را رعایت کنند. مثلًا میآیند [اصل] عدالت را وضع میکنند چون منافعشان چنین اقتضا میکند. وقتی همه میبینیم که ما به این زندگی اجتماعی احتیاج داریم و این زندگی اجتماعی هم بدون عدالت امکانپذیر نیست میگوییم پس بیاییم تسلیم عدالت بشویم. من عدالت را میخواهم برای اینکه شما به من زور نگویید، شما هم عدالت را میخواهید برای اینکه من به شما زور نگویم. امّا این که من عدالت را برای خود عدالت بخواهم اساساً معنی ندارد. بعد بشر میبیند برای زندگی مادّی خودش هر چه که بر طبیعت آگاهتر بشود و اطّلاع بیشتری پیدا کند بهتر است، علم خیلی به زندگیاش کمک میکند و اصلًا بهترین ابزار و بهترین وسیله برای زندگی مادّی همین علم و اطّلاع است؛ در نتیجه میآید به آن قداست میبخشد و قداست برایش فرض میکند، و الّا این که علم یک قداست ذاتی داشته باشد که من علم را به خاطر خود علم بخواهم معنی ندارد، علم هم یک ابزار است ولی هیچ ابزاری به اندازه این ابزار به درد زندگی مادّی و معاشی انسان نمیخورد. پس انسان چون میبیند علم بهترین ابزار است، به آن قداست میبخشد. احیاناً یک سلسله قداستها را نیرنگ به وجود میآورد (یعنی اینجور توجیه میکنند)، طبقاتی که به هر علّتی معلوماتی به دست آوردهاند، اطّلاعات بیشتری دارند و قهراً از مردم دیگر واردتر هستند و همچنین زیرکتر و باهوشتر هستند و میتوانند مردم دیگر را فریب بدهند،