مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٠ - حقّ و باطل در جهان هستی
شدهاند: عدّهای نظر اوّل را برگزیدهاند و برخی نظر دوّم را، و گروهی دیگر به نظری متفاوت با هر دو دسته قبلی معتقد شدهاند. بعضی فیلسوفان، و از آن جمله اکثر مادّیین، نسبت به جهان (و نیز نسبت به انسان) بدبین بودهاند و جهان را در مجموع خود یک امر نبایستنی و نامطلوب و کور و کر و بیهدف میدانستهاند. در مقابل، الهیون و مکاتب الهی و خصوصاً اسلام به طور قاطع و صریح خلقت عالم را بر حق میدانند و آن را عین خیر و نیکی و حسن میشمارند و بر آنند که هیچ کاستی و زیادتی در آن راه ندارد و باطل و لغو و بازیچه نیست و هیچ امر نبایستنی در نظام جهان هستی وجود ندارد:
الَّذی احْسَنَ کلَّ شَیءٍ خَلَقَهُ [١]، رَبُّنَا الَّذی اعْطی کلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ [٢].
پروردگار ما خلقت هر چیز را نیکو ساخت، و هر آنچه لازمه خلقتش بود به او اعطا کرد.
نظریه سومین گروه این است که جهان (و انسان) ترکیبی است از خیر و شرّ؛ نیمی مطلوب و نیمی نامطلوب است؛ نیمی بایستنی و نیمی نبایستنی است. ما دوگانگی را در جهان میبینیم. در این عالم خیر و شرّ، حقّ و باطل، نقص و کمال، مرض و سلامت، مرگ و حیات، بینظمی و نظم، ظلم و عدل، فساد و صلاح، خرابی و آبادانی زیاد به چشم میخورد. این دوگانگی نشانه این است که در مبدأ و منشأ هستی دوگانگی وجود دارد، زیرا امکان ندارد که در آن واحد همه عالم از یک مبدأ و یک اصل ریشه گرفته باشد و در عین حال اختلاف و دوگانگی در آن وجود داشته باشد. فکر ثنویت و دوگانهپرستی که در ایران باستان رواج داشته، از اینجا ناشی شده است که برای جهان دو مبدأ قائل شدهاند: مبدأ خیر و نور و خوبی، و مبدأ شرّ و ظلمت و بدی؛ و معتقد شدند که سپاهیان و نیروهای این دو مبدأ، یعنی سپاهیان یزدان و سپاهیان اهریمن، همواره با یکدیگر در نبرد و ستیزند؛ گرچه نوید دادند که بالأخره در پایان جهان سپاهیان خیر و نور بر سپاهیان شرّ و ظلمت پیروز خواهند شد، سپاه شرّ و ظلمت شکست خواهد خورد و سپاه خیر و نور باقی خواهد ماند.
[١]. سجده/ ٧.[٢]. طه/ ٥٠.