مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٧ - معیار جاودانگیها
رشته احتیاجات دارد که آن احتیاجات را فقط دین تأمین میکند، چیز دیگری غیر از دین و مذهب قادر نیست آن احتیاجات را تأمین کند؛ و الّا اگر چیزی در این دنیا پیدا شد که توانست مثل دین یا بهتر از دین آن حاجت و آن خواسته را که دین تأمین میکرده است تأمین کند، آنوقت دین از میان میرود، خصوصاً اگر بهتر از دین هم تأمین کند.
در پیشرفت تمدّن چقدر چیزهاست که به چشم خودمان میبینیم زود به زود عوض میشود، یک چیزی میآید و فوراً جای آن را میگیرد. یک مثال محسوس عرض کنم، خیلی ساده: تا چند سال پیش همه ما جوراب نخی میپوشیدیم، یکمرتبه این جورابهای نایلونی آمد. تا آمد بلادرنگ جورابهای نخی از بین رفت و حتّی کاسبها و آن کسانی که کارشان و شغلشان کار جوراب نخی فروشی بود اگر به کار دیگری تغییر شغل ندادند همه از بین رفتند، چون بشر عاشق چشم و ابروی جوراب نخی نیست، جوراب میپوشد برای اینکه جوراب داشته باشد، پوششی برای پا داشته باشد، میخواهد دوام داشته باشد، قشنگ و زیبا باشد، لطیف باشد؛ وقتی یک چیزی آمد که دوامش از این بهتر و خودش هم لطیفتر و صرفهاش نیز بیشتر است، این باید برود دنبال کارش زیرا زمانی خواستههای بشر را تأمین میکرد و تا آن زمان هم جا داشت، حالا چیز دیگری پیدا شده که آن خواسته را خیلی بهتر از آن تأمین میکند.
چگونه است که وقتی چراغ برق آمد چراغ موشی را باید از سرویس خارج کرد؟ صنّار هم آن را نمیخرند؟ بشر چراغ موشی را برای چکار میخواست؟ آن را برای حاجتی میخواست. چراغ برق آمد، هم نورش از آن بهتر بود و هم دود نمیکرد، پس دیگر چراغ اوّلی را میاندازد دور، باید برود، چون خواستهای را که او تأمین میکرد برق خیلی بهتر از آن تأمین میکند.
اما اگر چیزی باشد که در اجتماع بشر آنچنان مقام و موقعیتی داشته باشد که هیچ چیز دیگر قادر نباشد جای آن را بگیرد، آن خواستهای را که او تأمین میکند، هنری که او دارد، کاری که او دارد، هیچ چیز دیگر نتواند کار او را انجام دهد، نتواند هنر او را داشته باشد، ناچار باقی میماند.
شما در این شرکت نفت خودتان اگر در جایی کارگری داشته باشید و کارگری بهتر از او پیدا کنید، خیلی دلتان میخواهد آن کارگر اوّل خودش استعفا داده کنار رود و آن کسی که بهتر است بیاید جای او را بگیرد، امّا اگر کارگر اوّلی هنر