مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٣ - « لبّ » در قرآن
کدام خاصیت و اثر مخصوص به خود را حفظ میکند و اثر هیچکدام با اثر دیگری مخلوط نمیشود.
انسان اگر در علم و معرفت کامل گردد، عقلش از حسّ و وهم و خیالش جدا و مستقل میشود؛ احکام هیچیک از آنها را با دیگری اشتباه نمیکند. در این هنگام به چنین شخصی گفته میشود «لبیب»، یعنی کسی که قوّه عاقلهاش استقلال خود را بازیافته است.
عرفا میگویند مراتب وجود انسان با عوالم وجود متطابق است؛ انسان در مراتب وجودی خود دارای جبروت و ملکوت و ناسوت است و با هر مرتبهای از مراتب وجود و هستی خود، با یک مرتبه و درجه از عالم کلّی میتواند مرتبط شود.
دستگاه عقل و فکر انسان از همین راه حسّ و حواس قوام و مایه و قوّت میگیرد؛ راه عبور به معقولات از میان محسوسات است. قرآن کریم دعوت به تدبّر در همین محسوسات میکند؛ زیرا از همین محسوسات باید به معقولات پی برد و نباید در عالم محسوسات متوقّف شد: «إنّ فی خلق السّموات و الأرض و اختلاف اللّیل و النّهار لآیات لاولی الألباب» یعنی در خلقت آسمانها و زمین، در مشاهده همین پیکر عالم و پوسته و قشر عالم، نشانهها و دلایلی بر روح عالم و لب و مغز عالم هست ولی از برای کسانی که خودشان دارای لب و مغز و هسته هستند و عقل قوی و خلاص شده از حس دارند «الَّذینَ یذْکرونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعوداً وَ عَلی جُنُوبِهِمْ وَ یتَفَکرونَ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَ الأرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَک فَقِنا عَذابَ النّارِ [١] آن کسانی که خدا را در دل خود یاد میکنند، در لبّ خود و مغز و هسته وجودی خود با خدای عالم و مرکز و روح عالم ارتباط پیدا میکنند؛ در همه حال در یاد او هستند، در حالی که ایستادهاند و در حالی که نشستهاند، در حال سستی و در حال سختی، در همه حال در نظام عالم فکر میکنند؛ میرسند به آنجا که به حرکت غائی و تسخیری موجودات پی میبرند و میفهمند که عبث نیست، خودشان عبث آفریده نشدهاند، قیامت و رسیدن نتیجه اعمالی در کار هست.
در جای دیگر میفرماید:
[١]. آل عمران/ ١٩٠ و ١٩١.