مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٤ - امدادهای غیبی در زندگی بشر ( امدادهای غیبی در زندگی بشر )
آری به این نکته توجّه داشته و داریم، شاید هم تعمّدی در کار بوده که چنین عنوانی انتخاب شود که احیاناً همچو سؤالاتی و تردید و انکارهایی به وجود آید و قهراً آمادگی بیشتری برای تأمّل در آنچه گفته میشود پیدا شود.
باید عرض کنم که مطلب درست عکس این است، یعنی این انکارها و اعراضها و این ادّعاها که در عصر علم و دانش سخن از مسائلی از قبیل مددهای غیبی بیمعنی است، ضدّ علم است و با روح علمی ناسازگار است؛ نوعی جهالت است بلکه بدتر از جهالت است.
آیا از جهل بدتر هم چیزی هست؟ بلی از جهل بدتر هم هست و آن جمود است؛ همچنانکه از نظر مال و ثروت و اقتصاد، از فقر بدتر هم هست و آن غرور و اتّکاء به دارایی خویش است، یعنی اینکه انسان فکر کند آنچه دارد او را از همه چیز حتّی از فعّالیت و کار و فکر بینیاز میکند. این از فقر بدتر است. آینده این حالت از آینده فقر خطرناکتر است.
جهل بد است از آن جهت که صرفاً نیستی و فقدان علم است، امّا چه بسا جاهلها و نادانها و فاقد العلمها که با عشق و شور و شوق زائد الوصفی در پی تحصیل علم و دانش میروند و آینده روشنی در انتظار آنهاست، و ای بسا عالمی که به آنچه دارد مغرور است و خیال میکند آنچه او میداند کلّ دانش است و از این رو به دانش خود مغرور میگردد و این غرور یک دنیا جهل و تاریکی به وجود میآورد. دانش بشر همیشه نسبت به آنچه حقیقت است، یعنی نسبت به کلّ دانش، اندک است (وَ ما اوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ الّا قَلیلًا) [١]. عالم واقعی همیشه به نادانی و جهل خود اعتراف دارد. عالم واقعی بدون دلیل چیزی را انکار نمیکند و بدون دلیل چیزی را نمیپذیرد. عالم اگر جامد و مغرور بود عالم نیست. عالم اگر بیدلیل چیزی را پذیرفت یا بیدلیل چیزی را انکار کرد روح علمی ندارد، او خزانه و انباری است از یک سلسله فرمولها و اطّلاعات، هر چه به او داده شده یاد گرفته و ضبط کرده است، اما در روح خودش یک روشنایی و یک مقیاس برای قبول و انکار وجود ندارد، پس روحش روح علمی نیست.
اگر شخصی را دیدید که در همه رشتهها گواهینامه تحصیلی دارد، در عین حال سخنی را بدون دلیل قبول یا انکار میکند بدانید عالم واقعی نیست. علم در ذات خود
[١]. اسراء/ ٨٥.