مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٥ - ٣ تواریخ و احادیث
آماده و مسلّح بیا که مأموریتی داری. پس از نماز صبح که جمعیت در مسجد با پیغمبر خواندند، من قبل از پیغمبر آماده و مسلّح در خانهاش ایستاده بودم. عدّه دیگری نیز مانند من آمده بودند. پیغمبر ابی بن کعب را احضار کرد و دستور داد نامهای بنویسد. پیغمبر آن نامه سربسته را به من داد و گفت تو را امیر این جمع قرار دادم و پس از دو شب که از فلان راه میروی نامه مرا بگشا و هر چه در آنجا هست عمل کن. من پس از دو روز طی مسافت، نامه را باز کردم و دیدم فرمان داده است به «بطن نخله» (نقطهای است میان مکه و طائف) برای کسب اطّلاعات لازم از کاروان قریش بروم. ضمناً توصیه کرده که هیچکدام از یاران خویش را مجبور به همراهی نکن؛ هر که خواست، با تو بیاید و هر که نخواست، برگردد. البتّه مأموریت خطرناکی بود. به یاران خود گفتم هر که آماده شهادت است با من بیاید، هر کس آماده نیست مختار است که برگردد. همه یک کلام گفتند: نحن سامعون و مطیعون للّه و رسوله و لک ... [١]»
پس آنچه آقای دکتر سید عبد اللّطیف به آن استناد کرده به کلّی بیاساس است.
٢. جریان دومی که مورد استناد مشارالیه واقع شده جریان حدیبیه است. ایشان میگویند:
«به طوری که بخاری و ابن هشام نقل کردهاند ... پیغمبر عهدنامه را گرفت و با دست خود نوشت.»
اوّلا بخاری در یک روایت چنین نوشته و در روایت دیگر مخالف آن را نوشته است. علمای اهل تسنّن تقریباً اجماع کردهاند که هر چند ظاهر عبارت بخاری موهم این است که خود رسول اکرم نوشته است ولی منظور راوی این نبوده است. سیره حلبی پس از آنکه طبق معمول جریان را نقل میکند و حتّی مینویسد: «پیغمبر اکرم برای محو کلمه رسول اللّه از علی کمک گرفت» روایت بخاری را نقل میکند و میگوید برخی مدّعی شدهاند که این یک معجزه بود که از آن حضرت ظهور کرد؛ ولی بعد میگوید:
[١]. مغازی واقدی، ج ١/ ص ١٣ و ١٤.