مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٩ - ٢ آیا از قرآن استفاده می شود که رسول اکرم می خوانده و می نوشته است؟
ارزش سواد داشتن، از نظر این است که انسان کلید دانش دیگران را در دست میگیرد.
اکنون ببینیم آیا راه کسب دانش منحصر به این است که انسان کلید دانش دیگران را در دست داشته باشد و از دانش آنها استفاده کند؟ آیا پیغمبر باید از دانش افراد بشر استفاده کند؟ اگر اینچنین است پس نبوغ و ابتکار کجا رفت؟ اشراق و الهام کجا رفت؟ دانش مستقیم از طبیعت کجا رفت؟
از قضا پستترین انواع دانش آموزی همان است که از نوشتهها و گفتههای دیگران به دست آید؛ چه، گذشته از آنکه شخصیت خود دانش آموز در آن دخالت ندارد، در نوشتههای بشری اوهام و حقایق به هم آمیخته است.
دکارت حکیم معروف فرانسوی پس از آنکه یک سلسله مقالات منتشر کرد، صیت شهرتش همه جا پیچید و سخنان تازهاش مورد تحسین و اعجاب همگان قرار گرفت. یکی از کسانی که مقالات وی را خوانده بود و بدانها اعجاب داشت و مانند دکتر سید عبداللّطیف فکر میکرد، خیال کرد که دکارت بر گنجینهای از نسخهها و کتابها دست یافته و معلومات خویش را از آنجا به دست آورده است. به ملاقات وی رفت و از وی تقاضا کرد کتابخانهاش را به او ارائه دهد. دکارت او را به محوّطهای که در آنجا جسد گوسالهای را تشریح کرده بود راهنمایی کرد و آن گوساله را به او نشان داد و گفت این است کتابخانه من! من معلومات خود را از این کتابها به دست میآورم.
مرحوم سید جمال الدّین اسد آبادی میگفته است:
«عجب است که بعضی افراد عمری را پای چراغ به خواندن کتابها و نوشتههای انسانهایی مانند خود صرف میکنند، امّا یک شب خود همان چراغ را مطالعه نمیکنند. اگر یک شب کتاب را ببندند و چراغ را مطالعه کنند، معلومات بیشتر و وسیعتری پیدا میکنند.»
هیچ کس عالم به دنیا نمیآید. همه مردم اوّل جاهل و بعد کم و بیش عالم میگردند. و به تعبیر صحیحتر، هر کسی جز خدا در ذات خود جاهل است و به موجب نیروها و علل و اسباب دیگری عالم میشود. پس هر کسی نیازمند به معلّم، یعنی نیازمند یک قوّه و نیرویی است که الهام بخش او باشد. خداوند درباره رسول اکرم میفرماید: