مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥ - نبوّت تبلیغی
این آیه اعلام میکند که عهد قرآن، عهد خواندن و نوشتن و یاد دادن و علم و عقل است. این آیه تلویحاً میفهماند که در عهد قرآن وظیفه تعلیم و تبلیغ و حفظ آیات آسمانی به علما منتقل شده و علما از این نظر جانشین انبیاء میشوند. این آیه اعلام بلوغ و استقلال بشریت در این ناحیه است. قرآن در سراسر آیاتش بشر را به تعقّل و استدلال و مشاهده عینی و تجربی طبیعت و مطالعه تاریخ و به تفقّه و فهم عمیق دعوت میکند. اینها همه نشانههای ختم نبوّت و جانشینی عقل و علم به جای وحی تبلیغی است.
برای کدامیک از کتب آسمانی به اندازه قرآن کار شده است؟ به محض نزول قرآن هزارها حافظ قرآن پیدا میشود. هنوز نیم قرن نگذشته، به خاطر قرآن علم نحو و صرف و دستور زبان تدوین و لغتهای زبان عربی جمعآوری میگردد، علم معانی و بیان و بدیع ابتکار میشود، هزارها تفسیر و مفسّر و حوزههای تفسیر به وجود میآید، روی کلمه به کلمه قرآن کار میشود. غالب این فعّالیتها از طرف مردمی صورت میگیرد که نسبت به زبان عربی بیگانهاند. فقط علاقه به قرآن است که چنین شور و هیجانی به وجود میآورد. چرا برای تورات و انجیل و اوستا چنین فعّالیتهایی نشد؟
آیا این خود دلیل بر رشد و بلوغ بشریت و قابلیت او برای حفظ و تعلیم و تبلیغ کتاب آسمانیاش نیست؟ آیا این خود دلیل جانشین شدن دانش به جای نبوّت تبلیغی نیست؟
بشر در دورههای پیشین مانند کودک مکتبی بوده است که کتابی که به دستش برای خواندن میدهند پس از چند روز پاره پاره میکند، و بشر دوره اسلامی مانند یک عالم بزرگسال است که با همه مراجعات مکرّری که به کتابهای خود میکند، آنها را در نهایت دقّت حفظ مینماید.
زندگی بشر را معمولًا به عهد تاریخی و عهد ما قبل تاریخ تقسیم میکنند. عهد تاریخی از زمانی است که بشر توانسته یادگارهایی به صورت کتیبه یا کتاب از خود باقی بگذارد و همانها امروز ملاک قضاوت درباره زندگی آن روز است، امّا از عهد ما قبل تاریخ هیچ گونه اثری که ملاک قضاوت قرار بگیرد باقی نمانده است.
ولی میدانیم که آثار عهد تاریخی نیز غالباً پراکنده است. دورهای که از آن به بعد بشر تاریخ و آثار خود را به طور منظّم و نسل به نسل حفظ کرده و تحویل نسل بعد داده مقارن با ظهور اسلام است. خود اسلام نیز عاملی برای این رشد عقلی محسوب