مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩ - مقدمه
در عبارت «الَّذینَ یؤْمِنونَ بِالْغَیبِ»: آنها که به حقایق نهانی ایمان دارند، کلمه «غیب» یک کلمه است به جای چندین کلمه: ایمان به خدا هست، ایمان به صفات پروردگار هست، ایمان به دستگیریهای نهانی و غیبی در یک شرایط معین نیز هست.
حال کلمه «غیب» را تا اندازهای که متناسب با این جلسه باشد، شرح میدهم، بعد دنباله عرایضم را عرض میکنم.
«غیب» یعنی چه که فرق آدم مؤمن و غیر مؤمن در ایمان به غیب است. عرض کردم غیب یعنی نهان، مخفی، پنهان. باز مطلب حل نشد. پنهان از چی؟ الآن که ما در این محوطه هستیم پشت این دیوار از ما پنهان است. پس اگر ما ایمان داشته باشیم که در پشت این دیوار چه میگذرد، ایمان به غیب است؟ اگر الآن از ما بپرسند در فاصله مثلا ٥٠٠ متری زیر این زمین که ما روی آن نشستهایم، چیست؟ نهان است، نمیدانیم. آیا اگر بدانیم، این ایمان به غیب است؟ نه. فردا از ما نهان است، آیا اگر ما به قضایایی که فردا واقع میشود ایمان داشته باشیم و از حالا پیشگویی کنیم و اعتقاد داشته باشیم که فردا چه حوادثی اتّفاق میافتد، این ایمان به غیب است؟ نه. حتّی گذشته از ما پنهان است، آیا ایمان به گذشته غیب است؟ نه. پس مقصود از ایمان به غیب چیست؟ ایمان به نهان چیست؟ نهان از چی؟ اینجا باید توجّه بفرمایید.
یک چیزهایی در این عالم هست که با حواسّ ما: حسّ باصره، حسّ سامعه، حسّ لامسه، حسّ ذائقه و حسّ شامّه قابل ادراکاند (به قول بعضی ما بیش از اینها حواس داریم ولی از همین نوع است). پشت این دیوار الان از ما مخفی است ولی برای ما این امکان هست که با چشم خودمان آنچه را که در پشت این دیوار میگذرد ببینیم، یعنی از چشم ما نمیتواند پنهان باشد، چشم ما قادر است آن را ببیند. گوش ما قادر است اصوات را بشنود، ذائقه ما قادر است طعمها را بچشد، لامسه ما قادر است اشیاء را لمس کند و شامّه ما قادر است ببوید. اینها را میگویند «شهادت» یعنی چیزهایی که انسان با ظاهر بدنش میتواند آنها را درک کند. ما یک ادراکات پوستهای داریم که در ظاهر بدن ما تعبیه شده است و در این حدود حیوانات هم دارند، یعنی حواسّی که ما داریم حیوانات هم دارند و احیاناً در بعضی از این حواس، حیوانات از ما قویتر و نیرومندتر هستند. چشم بسیاری از حیوانات از چشم انسان تیزتر است. گوش بسیاری از حیوانات و از آن جمله سگ از گوش انسان بسیار حسّاستر است. شامّه بسیاری از حیوانات و از جمله مورچه، همین مورچه ضعیف، از انسان فوق العاده