مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٣ - جستجوی خدا در معلومات نه در مجهولات
از بعضی اشخاص اگر بپرسید که چطور شد این نانی که تو میخوری به این صورت در آمد و نان شد، میگوید: آرد بود و در دکان نانوایی خمیر شد و در تنور پخته شد.
- چطور شد که آرد شد؟
- گندم بود و در آسیاب زیر سنگ آرد شد.
- گندم چطور به وجود آمد؟
- زارع آن را کاشت و او از زمین رویید و بعد آن زارع آن را درو کرد و خرمن کرد و کوبید و از کاه جدا کرد.
- چطور شد که رویید؟
- باران آمد و آفتاب تابید و سبز شد.
- چطور شد که باران آمد؟
- این را دیگر خدا آورد.
مثل این است که خداوند تا قبل از این مرحله در جریان نبود، در این مرحله وارد جریان شد.
این گونه تصوّر درباره خدا غلط و گمراه کننده بلکه کفر و الحاد است. در این گونه تصوّر، انسان خدا را شبیه و همپایه یکی از مخلوقاتش قرار داده، او را علّتی در عرض علّتها و اسبابهای این جهان فرض کرده، و حال آنکه او فوق همه علّتها و اسبابها و سر چشمه همه علل و اسباب است.
در این گونه طرز تفکرها مثل این است که بین خدا و اسباب مادّی تقسیم کار شده: نیمی را خدا و نیمی را غیر خدا انجام میدهد؛ قسمتی از کارها را اسباب مادّی انجام میدهد و قسمتی را خدا؛ مثل این است که در سایر کارها خدا دخالت نداشته است و در آمدن باران و ابر که کار خداست، سبب دیگری مانند سایر اسباب دخیل نبوده؛ و اگر بگویی خیر، آمدن باران و حرکت ابر هم یک سببی مانند همین اسباب دارد، دیگر در نظر او جایی برای خدا باقی نمیماند.
خدا را تا آنجا که اسباب ظاهری طبیعت را میبیند- از پختن نان و آرد شدن گندم و افشاندن بذر و شخم زدن زمین و آمدن باران- دخالت نمیدهد، از آن نقطه به بعد چون اسباب ظاهری طبیعی را نمیبیند و نمیداند، خدا را دخالت میدهد؛ یعنی خداوند را در میان مجهولات خود جستجو میکند؛ مثل اینکه ماوراء الطّبیعة انباری