مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١ - نظام و سنّت موجود
حیات و زندگی، حاکم و قاهر بر مادّه است نه تابع و محکوم خاصیت مادّه.
باز به قول همان دانشمند:
«حیات و زندگی در اشکال متعدّد خود- در شکل موجود تک سلّولی و یا ماهیها و حشرات و پستانداران و مرغان هوا و انسان، در هر شکل و هیأتی باشد- بر عناصر طبیعت چیره میشود و آنها را وادار میکند از ترکیبات اصلی خود خارج شوند و به وضع و ترکیب جدیدی در آیند.»
امروز دانشمندان عموماً گواهی میدهند بر اینکه جوهر حیات اگر از لحاظ قالب و حدّ، تابع ظرف مادّه است، از بسیاری از جهات قاهر و غالب و حاکم بر مادّه است؛ این طور نیست که صد در صد تابع مادّه باشد و خاصیتی از خاصیتهای او به شمار رود.
حیات و زندگی از خود تجلّیاتی دارد که مادّه بکلّی فاقد آنهاست. همینکه زندگی پیدا شد انواع جنبشها و حرکتها پیدا میشود که در سابق نبود؛ طرّاحی و نقشهکشی پیدا میشود، مهندسی پیدا میشود، زیبایی پیدا میشود، شعور و ادراک پیدا میشود، شوق و ذوق و عشق و حال پیدا میشود، نقشه و تدبیر پیدا میشود؛ چیزهایی پیدا میشود که در مادّه بیروح نمونه آنها به هیچ نحو وجود ندارد. همه عالم مرآت جمال و کمال باری تعالی است. همان مادّه بیروح هم به اندازه حظّ وجودی خود آینهای است از قدرت لا یزال حق.
جهان مرآت حسن شاهد ماست | فشاهد وجهه فی کلّ مرآت | |