مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩١ - سرمایه داری و سوسیالیسم از دیدگاه اسلام
کارها و استحقاقها برای بهرهها» یک نظریه ضد کارگری است.
در کتاب تاریخ عقاید اقتصادی تألیف لوئی بدن، ترجمه دکتر هوشنگ نهاوندی نظریه ارزش مارکس را انتقاد میکند به کمتر از انتقاداتی که ما کردیم. اضافاتی که در آنجا هست یکی این است که میگوید:
عصاره نظریه مارکس این است که اساس ارزش تنها بر کارِ دستی نهاده شده و تنها بازوی انسان ممکن است خلاق ارزش باشد؛ نه اختراع تولید ارزش میکند نه سازمان گذاری و نه مدیریت [١] این بیان از نظر مولّد ارزش بودن سازمان و مدیریت، بیان تازهای است، از آن نظر که با اینکه قبول کنیم که منشأ ارزش کار است، باید قبول کنیم که سازمان و همچنین مدیریت در ایجاد کار مؤثر است.
در صفحه ١٤٣ آن کتاب میگوید:
کار به خودی خود به وجود آورنده ارزش نیست. یک تابلوی نقاشی زننده نازیبای نامأنوس ارزشی ندارد ولو آنکه ساعتهای طولانی برای ساختن و پرداختن آن به هدر رفته باشد.
این بیان چندان تازه نیست، فقط مؤید نظری است که قبلًا گفتیم که کار مساوی ارزش نیست، موجد ارزش است، همچنانکه جنس و فرم و ابتکار نیز موجد ارزش است. حقیقت ارزش عبارت است از مفید و مطلوب بودن در زمینه عدم عمومیت و رایگانی، و به عبارت دیگر در زمینه ندرت، و یا به عبارت دیگر در زمینه قابلیت تخصیص و انحصار.
ایضاً در همان صفحه میگوید:
[١] تاریخ عقاید اقتصادی، ص ١٤٢