مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٧ - سوسیالیسم
است که آنها یک اصل مسلّمی در طبیعت و در تاریخ قائلند به نام اصل تکامل، و معتقدند هیچ حقیقتی ثابت نیست، ولی ما معتقدیم به اصل تکامل در طبیعت به یک شکل و در اجتماع به یک شکل [١]. از نظر ما جامعه میتواند به نقطهای برسد که نقطه عدالت واقعی است [٢] و در این صورت دلیل ندارد که بگوییم رژیم عدالت باید جای خود را به رژیم دیگری بدهد.
عدالت از نظر ما پایههایی در طبیعت و فطرت دارد که با توجه به آن پایهها میتوان یک طرح ثابت و جاودانهای برای زندگی بشر از لحاظ اصول طرح کرد.
صفحه ١٣:
سوسیالیسم علمی بدین سبب از سوسیالیسم تخیلی متمایز میگردد که به جای آنکه از انسانها بخواهد سیستم موجود بیدادگر را طرد نمایند و سیستم بهتری را بپذیرند، نشان میدهد که تغییر شکل جامعه نتیجه تضاد میان تکامل نیروهای تولیدی و شکل قانونی استفاده از آنهاست.
سوسیالیسم علمی به تأثیر این مسئله در مبارزه طبقاتی توجه دارد؛ و بعلاوه نشان میدهد که این تغییر شکل شرط اساسی هر پیشرفتی است در آینده، و طبقهای که از سیستم موجود رنج میبرد تنها نیروی اجتماعی است که شایستگی تحقق بخشیدن به این تغییر شکل را دارد.
سوسیالیسم مارکس که نام آن را «سوسیالیسم علمی» گذاشتهاند اعتراف دارد که انسانها عامل ایجاد سوسیالیسم هستند، یعنی عامل انسانی را نادیده نمیگیرد، اما به واسطه طرز تفکر مادی خود درباره انسان که انگیزه انسان را همواره منافع
[١] بلکه باید گفت عدالت از قبیل تعادل مزاج فرد است که در همه تطورات باید محفوظ باشد؛ ویتامینها، گلبولها به نسبت معینی در همه احوال باید محفوظ باشد؛ در عین حال اعضای جسم، همه (آنهم به نسبت معین) رشد میکنند. غلط است که عدالت را یکی از مراحل تطور بدانیم؛ عدالت بازگشت به مزاج طبیعی است.[٢] حقیقت این است که دو جریان در کار است: یکی مربوط است به تکامل بشر که نقطه انتها ندارد، و دیگر مربوط است به تکامل شکل و رژیم زندگی بشر که از نوع فرمول و روابط ترکیبی است که نقطه انتها دارد.