مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٤ - مالکیت فردی
خصوص زمان غیبت باشد، و ثانیاً مفاد «هی له» بیش از اختصاص و اولویت نمیفهماند، خصوصاً که در بعضی اخبار احیاء موات وارد شده که احیاء کننده باید خراج بپردازد. خراج پرداختن با مالکیت شخصی جور در نمیآید. و ثالثاً بعید نیست که تصرفات خرید و مالکانه احیاکنندگان اراضی موات یا کسانی که از زمینهای محیاة به آنها رسیده است یعنی از قطایع ملوک یا اراضی صلح به آنها رسیده، تصرفات مالکانه آنها به اجازه امام باشد نه اینکه ملک طلق آنهاست.
در کتاب اسلام و مالکیت صفحه ١٥٨- ١٦٠ فیئ را با انفال دوتا ذکر میکند و احیاناً در صفحه ١٥٨ فیئ را با اراضی مفتوحة عنوة یکی ذکر میکند، اما به نظر میرسد که اشتباه است؛ فیئ جزء انفال است. دلیل فیئ آیه ٧ از سوره حشر است: ما افاءَ اللَّهُ عَلی رَسولِهِ مِنْ اهْلِ الْقُری فَلِلّهِ وَ لِلرَّسولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ کی لایکونَ دولَةً بَینَ الْاغْنِیاءِ مِنْکمْ ...
مالکیت فردی
مال از نظر اسلام همان طوری که به فرد تعلق دارد به اجتماع نیز تعلق دارد. حق مالکیت نامحدود نیست، شامل اسراف و تبذیر نیست؛ لهذا اسلام اجازه نمیدهد که انسان برای بعد از مردن خود به هرچه دلش میخواهد وصیت کند. در آمریکا یک ثروتمند احیاناً وصیت میکند که همه یا نیمی از ثروتش مال سگ عزیزش (سی سی مثلًا) باشد. این کار احمقانه است و اسلام چنین حقی را برای مالک قائل نیست.