مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٣ - انفال
٦. صفو الغنیمة کفرس جواد و ثوب مرتفع و جاریة حسناء و سیف قاطع و درع فاخر. (مقصود این است که اشیاء قیمتی غنیمت میان سربازان تقسیم نمیشود و در اختیار ولی امر قرار میگیرد. بدیهی است که اشیاء قیمتی اگر به افراد و سربازها تعلق گیرد یا موجب تنازع میشود و یا مانند فرش کاخ مدائن که از نفایس بوده است تکه تکه و تقسیم و ضایع میشود.).
٧. ارث من لا وارثَ له ..
٨. المعادن التی لم یکن لمالک خاصّ تبعاً للارض او بالاحیاء. (حدود تبعیت را ذکر نکردهاند. بدیهی است که معادن زیرزمینی که از حدود تصرفات معمولی در زمین خارج است مانند نفت که در عمق سه هزار متری واقع است تابع زمین نیست.).
در وسیلة النجاة باب انفال، پس از ذکر مواد بالا میگوید:
الظاهر اباحة جمیع الانفال للشیعة فی زمن الغیبة علی وجه یجری علیها حکم الملک من غیر فرق بین الغنی منهم و الفقیر. نعم، الاحوط ان لم تکن اقوی اعتبار الفقر فی ارث من لا وارث له. بل الاحوط تقسیمه فی فقراء بلده و احوط من ذلک ان لم یکن اقوی ایصاله الی نائب الغیبة، کما انّ الاقوی حصول الملک لغیر الشیعی ایضاً بحیازة ما فی الانفال من العشب و الحشیش و الحطب و غیرها بل و حصول الملک لهم ایضاً للموات بسبب الاحیاء کالشیعی.
اینجا بار دیگر اهمیت مسئله حکومت و ولایت از یک طرف و کوتاهی نظر فقهای شیعه از طرف دیگر ظاهر میشود. چگونه ممکن است غیبت امام سبب شود این فلسفه بزرگ معطل بماند و اراضی انفال حکم اموال شخصی و منقول را پیدا کند؟!.
آیا از اخبار احیاء موات که میفرماید:«مَنْ احْیا ارْضاً مَواتاً فَهِی لَهُ» میتوان فهمید که اراضی موات که جزء انفال است (لااقل در زمان غیبت) ملک احیا کننده میشود؟ به نظر ما نه، زیرا اولًا این اخبار از رسول اکرم است و ممکن نیست ناظر به