مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٦ - اقتصاد سالم
آقاست. چقدر جهالت و حماقت است که آدمی ارزش سلامت بنیه اقتصادی را درنیابد و نفهمد اقتصاد مستقل، از شرایط حیات ملی است. این یک مطلب.
مطلب دیگر اینکه اسلام همواره روش وسط و معتدل را پیش میگیرد و این جهت ناشی از جنبه همه جانبه بودن اسلام است. دو روش افراطی و تفریطی به چشم میخورد. یکی اساساً ارزش سلامت بنیه اقتصادی را درک نمیکند و طرفدار فقر است و خیال میکند همینطور که فقر برای فرد عیب نیست برای جامعه هم عیب نیست. اولًا برای فرد هم به یک معنی عیب است و اگر هم برای فرد عیب نباشد برای اجتماع عیب است. و دیگری که به ارزش اقتصاد پی برده است دیگر همه چیز را فراموش میکند و معتقد است منبع درآمد تمایلات بشر است و هر چیزی که تقاضایش وجود داشت و میل به خرید آن در مردم بود و پول درآور بود باید عرضه داشت؛ تقاضا علت تامّه جواز عرضه است ولو اینکه عرضه مواد مهلک یا مضعف جامعه باشد. جامعهای بیماری بادبادک و اسباب بازی و لوازم تجملی دارد، مانند مریضی که اشتهای چیزی دارد که برایش مضر است. جامعهای بیماری اتومبیل دارد، مانند بیمار مستسقی یا طفل مبتلا به قی و اسهال که تقاضای آب دارد و صاحب آن فقط به دلیل اینکه در مقابل این آب پول داده میشود مرتب آب میدهد و جیب خود را از پول پر میکند. بالاتر اینکه تقاضای کاذب به وجود میآورد؛ هروئین میسازد و راه درآمد هنگفت به وجود میآورد و مرتب هروئینی میسازد؛ به دلّال میگوید: از هر ده نفر مبتلا به اندازه یک نفر متعلق به شخص خودت، از هرچه فروش کردی ده یک مال خودت. ولی اسلام مکاسب محرّمه دارد، قبل از هر مسئلهای در مکاسب، مکاسب محرّمه را عنوان میکند؛ فروختن بت و صلیب را حتی به غیرمسلمانان تحریم میکند، فروختن شراب و آلات قمار و وسائل گمراهی را مطلقاً تحریم میکند، فروش کتب ضلال را تحریم میکند، بیع سلاح للاعداء را تحریم میکند. اسلام تدلیس ماشطه و مجسمه سازی، ساختن و فروختن ظرف طلا و نقره، شعر هجائی و مدحی، غش، لغو و لهو، قمار، قیادت، قیافه، کهانت، مَدْح مَن لایستحق المدح، نجش، اعانت ظالمین، ولایت از قبل جائر، هجاء مؤمن، اکتساب به واجبات، و ... را تحریم میکند. از همه اینها [آشکار میشود که] تز اسلام این است:
منبع درآمد تمایلات و خواستههای مردم نباید باشد، مصالح عمومی باید باشد.