مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٣ - پرسش و پاسخ
احتیاج پیدا کردم، در این هزارتومان تصرف میکنم، بعد هزارتومان دیگر به او میدهم. بنابراین فرق است میان امانت و قرض پول؛ یعنی همین قدر که ما در پول به امانت داده شده تصرف کردیم و آن را تبدیل به عین نمودیم، حکمش فرق میکند. اگر من عین این هزارتومان را در جیبم گذاشتم، دست به آن نزدم و تلف شد، ضامن نیستم اما اگر در آن تصرف کردم و بعد به جایش هزارتومان دیگر گذاشتم، چنانچه آن هزارتومان تلف شود، من ضامن هستم. پس ایندو با هم فرق میکنند.
طبیعت امانت [با طبیعت قرض] متفاوت است ولی در این گونه امانتها معمولًا امانتگذاران اجازه تصرف میدهند چون برایشان فرق نمیکند. اگر مثلًا فرش خانهاش را امانت بدهد، اجازه تصرف نمیدهد، میگوید من همان فرش را دوست دارم. ولی در مورد اینها معمولًا اجازه میدهند نه اینکه در اینجا امانت با قرض یکی است. مسلّم دوتا است.
سؤال: یک استدلال عقلی درباره حرمت ربا فرمودید که من درست متوجه نشدم. اصولًا پولی که شما نزد کسی میگذارید، آن پول مطرح نیست، اجازه مصرف پول و اعتبار مطرح است. اجازه خودش سرمایه است. این اسکناسها نیستند که مصرف میشوند بلکه ارزش این اسکناسهاست که مصرف میشود. و چه بسا که آن پول به صورت چک باشد. مثلًا قیمت زمین، اجازه احداث ساختمان یا اجازه کاشت و بهره برداری از زمین است. زمین یک چیز عینی نیست. به همین دلیل است که وقتی شهرداری میگوید در فلان منطقه اجازه ساختمان نمیدهیم، قیمت زمین آن منطقه نزدیک صفر میشود؛ و وقتی میگوید اجازه میدهیم در اینجا ساختمان دوازده طبقه ساخته شود، قیمت آن بسیار بالا میرود. پول از نوع اجازه است پس عینی نیست. اگر دولت بگوید سکهها باطل است، دیگر ارزشی ندارند. پول غیر از جنس است. بنابراین پول ارزش اعتباری دارد و کسی که پول خود را قرض میدهد، در واقع اعتبارش را قرض میدهد و این کار ارزش دارد و میتواند سود داشته باشد. به عبارت دیگر پول سرمایه است و هنگامی که به قرض داده میشود میتواند مثل اجاره سود داشته باشد.
جواب: شما اولًا خلط کردید میان مسئله ارزش اسکناس و بحثی که ما کردیم راجع