راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٧٩ - عوامل بسيارى حسد و قوى بودن آن
تقاضاى انجام آن را دارد خلاف و عكس آن را انجام دهد، پس اگر حسد او را تحريك مىكند كه از محسود بد بگويد زبان خود را به مدح و ثناى او وادارد و اگر حسد او را به تكبّر ورزيدن بر محسود وامىدارد نفس خويش را به تواضع نسبت به محسود ملزم سازد و از او عذر بخواهد، و اگر او را از بخشش به محسود منع مىكند خود را ملزم سازد كه بيشتر به او ببخشد و هر گاه با زحمت اين كار را بكند و محسود از آن آگاه شود دلش پاك شود و او را (حسود را) دوست بدارد و هر گاه محبّت محسود آشكار شود شخص حسود نيز به محبّت گرايد و حسود را دوست بدارد و ميانشان سازشى پديد آيد كه ريشه حسد را قطع كند، زيرا فروتنى و ستايش و اظهار شادى به نعمت، دل صاحب نعمت را به حسود متمايل ساخته و آن را نرم مىكند و او را ملزم مىسازد كه عمل حسود را با نيكى جبران كند. آنگاه احسان و نيكى كه از روى تكلّف انجام داده با پاكى دل محسود به صورت طبيعت در مىآيد، و ديگر اين گفتار شيطان به او مانع از احسان او به محسود نمىشود كه مىگويد: اى محسود اگر نسبت به شخص حسود تواضع كنى و او را بستايى دشمن حسود اين عمل را حمل بر ناتوانى و ترس يا نفاق مىكند و اين براى تو خوارى و ذلّت است. پس اين گونه سخنان از حيلههاى شيطان است، بلكه رفتار نيك خواه طبيعى باشد يا ساختگى شدّت دشمنى را از هر دو سو در هم مىشكند و از قدرت آن مىكاهد و دل به دوستى و الفت باز مىگردد و به وسيله آن دل از رنج حسد و اندوه دشمنى ورزيدن آسوده مىشود، اين است درمان حسد كه سخت سودمند است، جز اين كه بسيار تلخ است، ولى در دواى تلخ منفعت است و هر كس تلخى دوا را تحمّل نكند به شيرينى درمان نمىرسد. تلخى دوا يعنى تواضع در برابر دشمنان و ستودن دشمن به منظور نزديك شدن به وى از طريق توجه عميق به مطالب ياد شده، رغبت به ثواب، راضى بودن به رضاى خدا و دوست داشتن آنچه خدا دوست دارد آسان مىشود امّا اين كه نفس او امتناع داشته باشد و خود را والاتر از آن بداند كه چيزى در جهان بر خلاف خواسته او باشد، نادانى است. در اين صورت