راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٩ - تعريف سخنچينى و آنچه در ردّ آن واجب است
تمام حالات مردم كه مىبيند و آنان از افشاى آنها كراهت دارند خوددارى كند، مگر آنچه نقل كردنش براى مسلمانى سودمند افتد يا با نقل آن مانع از گناهى شود. چنان كه هر گاه ببيند شخصى مال ديگرى را تصّرف مىكند بر او لازم است شهادت دهد تا حقّ شخصى را كه شهادت به نفع اوست تامين كند. امّا اگر ديد شخصى مال خود را پنهان مىكند و آن را (براى ديگران) نقل كند مرتكب سخنچينى و افشاى سرّ شده و اگر سخنچينى او در مورد عيب و نقصان طرف باشد دو گناه غيبت و سخنچينى را با هم جمع كرده است.
انگيزه سخنچينى سه چيز است: يا قصد بدى نسبت به شخصى دارد كه از او سخن نقل شده و مىخواهد نسبت به شخصى كه برايش سخن نقل مىكند محبّت نشان دهد يا مىخواهد با سخن گفتن شاد شود و يا در گفتن سخنان زايد فرو رود. هر كسى كه شخص سخنچينى نزد او برود و به او بگويد: فلانى دربارهات چنين و چنان گفت يا دربارهات چنين و چنان كرد، يا در برهم زدن كارت يا كمك به دشمنت يا زشت نشان دادن حالت سعى مىكند يا نظير اين سخنان را بگويد رعايت شش چيز بر شنونده لازم است:
١- سخن چين را تصديق نكند؟ چرا كه نمّام فاسق و شهادتش مردود است. خداى متعال مىفرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ.«٢٩٦»
٢- سخنچين را از اين عمل منع كند و او را پند دهد و عملش را زشت بشمارد. خداى متعال مىفرمايد: وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ.«٢٩٧»
٣- براى خدا او را دشمن بدارد، چرا كه سخن چين در پيشگاه خدا بسيار مورد خشم است، و هر كه را خدا دشمن بدارد دشمنى با او واجب است.
٤- به مقتضاى گفته سخنچين به برادر غايب خود گمان بد نبرد، چرا كه
«٢٩٦» حجرات / ٦: اى كسانى كه ايمان آورده ايد اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد.
«٢٩٧» لقمان / ١٧: امر به معروف و نهى از منكر كن .