راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٩٥ - و لا خلاك الدّهر من حاسد = فانما الفاضل من يحسد«١٩١»
هلاك ساخت.»«٢٢»
ابو سعيد خدرى گويد: پيامبر خدا (ص) فرمود: «بيشترين چيزى كه بر شما بيمناكم بركتهاى زمين است كه خدا برايتان بيرون مىآورد، عرض شد: بركات زمين چيست؟ فرمود: شكوفه (زندگى) دنيا.»«٢٣»
پيامبر (ص) فرمود: «دلتان را به ياد دنيا مشغول نسازيد.»«٢٤» پس پيامبر از ياد دنيا نهى فرمود چه چه رسد به خود دنيا.
عمّار بن سعيد گويد: عيسى (ع) از دهى گذشت. ناگاه اهالى آن را در جلو خانهها و راهها مرده ديد. به آنها گفت: اى گروه حواريان اينان به خشم خدا گرفتار شده و مردهاند و اگر به اجل خود مىمردند يكديگر را دفن مىكردند، پس عرض كردند: اى روح خدا دوست داريم كه از وضع آنها آگاه شويم، عيسى (ع) از پروردگارش علّت مرگ آنان را پرسيد. خدا به او وحى كرد كه چون شب فرا رسد آنها را صدا بزن تو را پاسخ مىدهند. چون شب شد بر فراز تپّهاى رفت آنگاه صدا زد اى اهل ده؟ يكى پاسخ داد: لبيّك اى روح خدا، عيسى (ع) فرمود: حال و داستان شما چيست؟ گفتند: شب به سلامت خفتيم و صبح خود را در هاويه يافتيم. عيسى (ع) فرمود: چرا؟ سخنگو پاسخ داد براى اين كه دنيا را دوست مىداشتيم و از گنهكاران اطاعت مىكرديم عيسى پرسيد:
دوستى شما به دنيا چگونه بود؟ گفت: مانند دوست داشتن كودك مادرش را هر گاه دنيا به ما روى مىآورد شاد مىشديم و هرگاه روى بر مىگرداند غمگين شده مىگريستيم. عيسى (ع) فرمود: چه شده كه يارانت مرا پاسخ ندادند؟
گفت: زيرا بر دهان تمامشان به دست فرشتگان سخت گير و دژم لگام زده شده
«٢٢» اين حديث را مسلم در (صحيح )، ج ٨، ص ٢١٢ روايت كرده چنان كه در متن آمده است ، و بخارى در (صحيح )، ج ٨، ص ١١٣ بااين عبارت روايت كرده (( ((و تلهيهم كما الهتهم )) )) و ترمذى در (سنن )، ج ٩، ص ٢٨٧ نقل شده .
«٢٣» اين حديث را بخارى در (صحيح )، ج ٨، ص ١١٣ و ج ٤، ص ٣٢ روايت كرده است .
«٢٤» اين حديث را بيهقى در (( الشعب )) از محمّد بن نصر حارثى به صورت مرسل به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در (( الجامع الصغير )) نقل شده است .