راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٤ - گفتارى در شهوت همخوابگى
را به عشق مىكشاند و آن كمال ناآگاهى از هدفى است كه نزديكى با زن براى آن وضع شده است و عشق زياده روى در شهوت تا سر حدّ حيوانات است، زيرا كسى كه دل به شهوت بسته به ريختن شهوت آميزش قناعت نمىكند با اين كه بدترين شهوتهاست و لازم است از انجام آن در هر جايى حيا كند و حتّى معتقد است كه بايد شهوت را فقط در يك جا برآورده ساخت، ولى حيوان شهوت را هر جا كه اتّفاق افتد برآورده مىسازد و به آن اكتفا مىكند و انسان تنها به يك فرد معيّن اكتفا مىكند تا ذلّتى بر ذلّت خود و بندگيى بر بندگى خود بيفزايد، و عقل را به استخدام شهوت در آورد، با آن كه عقل آفريده شده تا فرمانبردار باشد نه اين كه خدمتكار شهوت و چارهجوى آن باشد، و سرچشمه عشق افراط در شهوت است و آن بيمارى دلى است آسوده كه هيچ كارى ندارد و در آغاز عشق به شهوت لازم است با ترك اعاده نگريستن و فكر كردن از آن پرهيز شود و گرنه در صورت مستحكم شدن عشق دفع آن دشوار است. عشق به مقام و مال و اولاد و املاك بلكه علاقه شديد به بازى با تنبور و نرد و شطرنج نيز چنين است، زيرا اين كارها گاه بر گروهى مسلّط مىشود به طورى كه دين و دنياى آنها را تيره مىسازد و نمىتوانند در برابر آنها خويشتندار باشند. كسى كه قدرت عشق را در آغاز انگيزش مىشكند مانند كسى است كه زمام حيوان را در هنگام روى آوردن به ورود در خانهاى برمىگرداند و چه آسان است جلوگيرى از دخول آن به خانه با برگرداندن افسارش، مثل درمان عشق پس از مستحكم شدن مانند كسى است كه حيوان را رها مىكند تا از در خانه بگذرد و در آن وارد شود آن گاه دمش را بگيرد و او را به عقب بكشد چه بسيار است تفاوت اين دو حالت در سخت بودن و آسان بودن، از اين رو در آغاز كارها بايد احتياط كرد كه در آخر كار جز با تلاش بسيار درمانپذير نيست تلاشى كه تقريبا با جان كندن برابر است.
در اين صورت افراط در شهوت اين است كه عقل تا اين اندازه مغلوب شود و آن براستى نكوهيده است و تفريط شهوت با سستى يا ضعيف بودن در بهرهورى