راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٣ - آفت سيزدهم وعده دروغ است
از ابو كاهل روايت شده كه گويد: ميان دو مرد از ياران پيامبر سخنى در گرفت تا آنجا كه با يكديگر برخورد و نزاع كردند، من به يكى از آنها برخوردم و گفتم چرا با فلانى خوب نيستى شنيدم كه تو را به نيكى مىستود و ديگرى را ديدم و به او نيز همان سخن را گفتم تا آشتى كردند، آنگاه گفتم: خود را هلاك كردم آنها را آشتى دادم پيامبر (ص) آگاه شد و فرمود: «اى ابو كاهل ميان مردم آشتى برقرار كن.»«٢١٠»
يعنى اگر چه با سخن دروغ باشد مردم را آشتى بده.
عطاء بن يسار گويد: مردى به پيامبر (ص) عرض كرد: به خانوادهام مىتوانم دروغ بگويم؟ فرمود: «خيرى در دروغ نيست، گفت: به خانوادهام وعده دروغ مىدهم؟ فرمود: بر تو باكى نيست.»«٢١١»
از نواس بن سمعان كلابى روايت شده كه گويد: پيامبر خدا (ص) فرمود:
«شما را چه شده كه مىبينم خود را همانند پروانهها در آتش مىافكنيد، تمام دروغها ناگزير در نامه عمل نوشته مىشود مگر اين كه شخص در جنگ دروغ بگويد، چرا كه جنگ نيرنگ است، يا ميان دو نفر كينه باشد و شخصى ميانشان آشتى دهد، يا به زنش سخن دروغى بگويد كه او را خشنود سازد.»«٢١٢»
على (ع) فرمود: «هر گاه راجع به رسول خدا با شما سخن مىگويم، اگر از آسمان به زمين سقوط كنم در نظرم محبوبتر از آن است كه بر او دروغ ببندم و هر گاه با شما سخن بگويم جنگ نيرنگ است [يعنى دروغ در جنگ مجاز است]» اين سه مورد بروشنى [در روايات] از دروغ استثنا شده است و نيز مواردى جز اينها كه انسان براى خودش يا ديگرى هدف صحيحى داشته باشد استثناست،
«٢١٠» اين حديث را طبرانى روايت كرده و آن را صحيح نداسته چنان كه در (( المغنى )) آمده است .
«٢١١» اين حديث را مالك در (( الموطا، )) ج ٢، ص ٢٥٤ از صفوان بن سليم روايت كرده است و عراقى گويد: حديث را ابن عبدالبر در (( التمهيد )) از روايت صفوان از عطا روايت كرده است .
«٢١٢» اين حديث را ابوبكر بن لال در مكارم به لفظ (( ((تتبايعون تا فى النار)) )) روايت كرده است و مابعد حديث را روايت نكرده است و طبرانى آن را روايت كرده است و در هر دو (سند) شهر بن حوشب وجود دارد. (( (المغنى ) ))