راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣ - توضيح مثال قلب نسبت به دانشها
در حديث است كه «به پيامبر (ص) گفته شد: بهترين مردم كيست؟ فرمود: هر مؤمنى كه دلش مخموم باشد، عرض شد: مخموم بودن دل به چه معناست؟ فرمود:
دل پرهيزگار و پاك كه در آن غشّ، ستم، مكر، كينه و حسد نباشد».«٥٣» لذا على (ع)«٥٤» فرمود: دلم پروردگارم را ديد. در اين صورت به وسيله تقوا حجاب برداشته مىشود و هر كس حجاب ميان او و پروردگارش برداشته شود، صورت ملك و ملكوت در قلبش تجلّى مىكند. پس بهشتى را مىبيند كه پهناى قسمتى از آن مانند پهناى آسمانها و زمين است، امّا همه بهشت وسعتش بيش از آسمانها و زمين است زيرا آسمانها و زمين عالم غيب و شهود است، اين عالم اگر چه پيرامونش وسيع و دور از هم است، ولى متناهى است. امّا عالم ملكوت كه همان اسرار پنهان از ديدگان و مخصوص به درك بصيرتهاست برايش نهايتى نيست. آرى آن اندازه كه از عالم ملكوت به دل مىتابد متناهى است، ليكن خود عالم ملكوت و نسبت به علم خداى متعال درباره آن نهايتى ندارد. مجموعه عالم ملك و ملكوت هر گاه در آن واحد در نظر گرفته شود حضرت ربوبيّت نام دارد، زيرا حضرت ربوبيّت به همه موجودات احاطه دارد، چون جز خداى متعال چيزى در عالم وجود نيست و (حقيقت وجود يكى است) و افعال و مملكت و بندگان خدا از افعال او به شمار مىروند، و در نزد گروهى آنچه از حضرت ربوبى به دل مىتابد عينا همان بهشت است، و در نزد اهل حق همان تابش در دل سبب استحقاق بهشت مىشود و وسعت قلمرو اهل حق در بهشت بر حسب وسعت معرفت و اندازه تجلّى ذات حق و صفات و افعال او در دل آنهاست و تنها هدف از عبادات و كار همه اعضا صاف شدن دل و تزكيه و جلاى آن است، پس رستگار شد هر كه دل را تزكيه كرد. و مقصود از تزكيه دل پديد آمدن انوار ايمان در دل است، يعنى تابش نور معرفت خدا و مقصود خداوند از گفتار خود،
«٥٣» اين حديث را ابن ماجه در سنن به سند صحيح به شماره ٤٢١٦ روايت كرده است .
«٥٤» در (( احياء العلوم قال عمر، )) دارد.