راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠٥ - شرح حقيقت خشم
پوزشخواهى مىكشاند.
عبد الله بن مسعود گويد: بر حلم شخص در هنگام خشمش بنگريد، و به امانت او در هنگام طمعش، و هر گاه خشمگين نشود چگونه از حلم او آگاه مىشوى و هر گاه طمع نورزد چگونه از امانتش آگاه مىشوى.
يكى از بزرگان به پسرش گفت: پسركم عقل در هنگام خشم پايدار نماند، چنان كه روح شخص زنده در ميان تنورهاى تفتيده و داغ باقى نمىماند پس خردمندان در ميان مردم از همه كمتراند اگر خردمند خردش را براى دنيا به كار گيرد زيركى و حيلهگرى است و اگر براى آخرت باشد دانش و بردبارى است.
گفتهاند: خشم دشمن عقل است و خشم غول عقل است.
به عبد الله بن مبارك گفته شد: خوشخويى را به اختصار بيان كن. او گفت:
(خوشخويى) خشمگين نشدن است.
پيامبرى از پيامبران به كسانى كه همراهش بودند گفت: هر كه ضمانت كند كه خشمگين نشود همرتبه من خواهد بود و پس از من خليفهام مىشود. جوانى از آن قوم گفت: من (ضمانت مىكنم) سپس سخن اوّل را تكرار كرد. آن جوان گفت: من به قولم وفا مىكنم و چون پيامبر درگذشت پس از او در مقام او قرار گرفت. آن جوان ذو الكفل بود و چون تعهّد كرد كه خشمگين نشود و به آن وفا كرد به اين اسم ناميده شد.
وهب بن منبّه گفته: كفر چهار ركن دارد: خشم، شهوت، حماقت و نادانى، و طمع.
شرح حقيقت خشم
بدان كه چون خداى متعال حيوان را به وسيله عوامل درونى و برونى بدن در معرض نابودى و مرگ قرار داده است، به لطف خود عواملى نيز در اختيارش قرار داده كه او را از نابودى و هلاكت تا مدّتى كه در قرآن معين فرموده حفظ كند.
عوامل داخلى كه موجب نابودى مىشود تركيب بدن او از حرارت و رطوبت است