راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٠٢ - شرح راههاى ورود شيطان به دل
همه تلاشهاى ما را تباه مىسازد. سپس به سوى او باز مىگرديم نه از او نااميد مىشويم نه به حاجت خود مىرسيم و از اينرو از دست او در رنج هستيم، امّا نوع ديگرشان مانند توپ كه در دست كودكانتان است در اختيار ما مىباشند هر طور بخواهيم آنها را در اختيار خود قرار مىدهيم و نفوس آنها ما را بس است امّا نوع ديگر مانند تو (يحيى) معصومند كه نمىتوانيم بر هيچ يك از آنها مسلّط شويم.
فصل: چرا شيطان براى برخى از مردم مجسّم مىشود و براى بعضى مجسّم نمىشود؟
اگر بگويى چگونه شيطان براى بعضى از مردم مجسّم مىشود و براى بعضى نمىشود؟ و هرگاه صورتش را ببيند آيا صورت واقعى اوست يا صورتى است كه به آن شكل در آمده است؟ و اگر به صورت واقعىاش باشد پس چطور به صورتهاى گوناگون در مىآيد؟ و چگونه در يك زمان در دو جا ديده مىشود؟
و به دو صورت تا آن جا كه دو نفر او را به دو صورت مختلف مىبينند؟ بايد بدانى كه فرشته و شيطان دو صورت دارند كه همان صورت حقيقى آنهاست و جز با انوار نبوّت مشاهده نمىشود، چنان كه پيامبر (ص) جبرئيل را دو بار«١٦٤» به صورت خود ديده است چون خود آن حضرت از جبرئيل خواست كه خودش را به صورت واقعى به آن حضرت بنماياند. پس جبرئيل در اين خصوص با پيامبر در كوه حرا وعده گذاشت و براى آن حضرت به صورت اصلى ظاهر شد و افق را از خاور تا باختر مسدود ساخت و بار ديگر جبرئيل را در شب معراج كنار سدرة المنتهى به صور ت واقعىاش ديد و بيشتر اوقات او را به صورت انسان به شكل دحيه كلبى«١٦٥» كه
«١٦٤» اين حديث را بخارى (در صحيح خود)، ج ٦، ص ١٧٦ روايت كرده است .
«١٦٥» اين حديث را شيخان (بخارى و مسلم ) از حديث اسامة بن زيد روايت كرده اند ((همانا جبرئيل به محضر پيامبر (ص ) رسيد در حالى كه امّ سلمه در خدمتش بود پس با او به سخن گفتن پرداخت آنگاه برخاست و پيامبر به امّ سلمه فرمود: اين كيست ؟ امّ سلمه گفت : دحيه است )).