راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٠٧ - شرح امورى كه بنده به آن مؤاخذه مىشود
جلو آن را نگيرند از قصد و نيّت منصرف نمىشود، مثلا گاه شرم يا ترس او را از نگاه كردن منع مىكند، و نبودن اين موانع گاه بر اثر انديشيدن است و به هر حال حكمى است عقلى و اعتقاد نام دارد و آن در پى خطور قلبى است. ميل چهارم تصميم قطعى بر نگاه است و آن را قصد انجام كار مىناميم. گاه اين قصد سرآغاز ضعيفى دارد ولى هرگاه دل به خطور اول گوش دهد تا نفس را به خود جذب كند، اين قصد استوار مىگردد و اراده قطعى مىشود، و گاه پس از قطعى شدن اراده پشيمان مىشود و كار را ترك مىكند و گاه بر اثر عارضهاى از كار غافل مىشود و آن را ترك مىكند و گاه چيزى مانع او مىشود و انجام كار را بر او غير ممكن مىسازد. بنابراين اينجا چهار حالت براى قلب وجود دارد كه مربوط به پيش از انجام كار به وسيله اعضاست، خطور كه همان حديث نفس است، سپس ميل است آنگاه اعتقاد است و بعد از آن قصد است. پس مىگوييم: بر آنچه به دل (انسان) خطور مىكند مؤاخذه نمىشود، چون اين مقدار در اختيار انسان نيست و همچنين است ميل و هيجان شهوت، زيرا آن دو نيز به اراده انسان نيست و مقصود پيامبر (ص) از حديث زير همين دوتاست كه فرموده: «از امتم بخشوده شده آنچه به نيّت و دلش خطور كند»«١٧٤» بنابراين حديث نفس عبارت است از آنچه در نفس خطور مىكند و در پى آن اراده انجام نيست. امّا به عزم و قصد حديث نفس نمىگويند بلكه حديث نفس نظير موردى است كه از عثمان بن مظعون روايت شده آنجا كه مىگويد: «اى پيامبر خدا همانا نفسم با من سخن مىگويد كه خوله را طلاق بدهم. پيامبر فرمود: دست نگهدار همانا نكاح سنّت من است [نه طلاق] گفت: نفسم با من سخن مىگويد كه آن را سركوب كنم، فرمود: دست نگهدار اختگان امتّم كسانى هستند كه هميشه روزهاند. عرض كرد: نفسم با من سخن مىگويد كه گوشت خوردن را ترك كنم، فرمود: دست نگهدار من آن را دوست دارم و اگر هر روز بر آن دست يابم
«١٧٤» پيش از اين از طيالسى و مسلم در صحيح خود نقل شد.