راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٧ - آفت هجدهم ستايش است
حسابرس همه است. اگر اعتقاد داريد كه وى اين گونه است.»«٣١٤» انسان با ستودن شخص به اوصاف كلّى كه با ادلّه معلوم مىشود به اين آفت دچار مىشود. مثل اين كه بگويد فلانى پرهيزكار، ديندار، زاهد، خيرخواه است و نظاير اينها، امّا هر گاه بگويد: او را در حال نماز و صدقه دادن و انجام حجّ ديدم از امورى است كه انسان يقين مىكند و اگر درباره كسى بگويد عادل و پسنديده است جزء آفت ياد شده به شمار مىآيد چرا كه عدالت از صفات پنهانى است و شايسته نيست آن را قاطعانه بگويد، مگر اين كه از باطن او آگاه شود.
آفت چهارم از آفات ستايشگر اين است كه گاه شخص مورد ستايش از ستايش او شادمان مىشود در حالى كه فردى ستمگر يا فاسق است و اين كار جايز نيست. پيامبر خدا (ص) فرمود: «هر گاه فاسق ستايش شود خدا به خشم آيد.»«٣١٥» گفته شده: هر كه براى باقى ماندن ظالم دعا كند دوست دارد كه در روى زمين خدا معصيت شود. در حالى كه ظالم فاسق است و سزاوار است كه نكوهش شود تا غمگين گردد و مدح نشود تا شادمان گردد.
امّا زيان ستايش به شخص ستايش شده به دو صورت است: يكى اين كه در او خودپسندى و تكبّر ايجاد مىكند و هر دو از صفات هلاك كننده است، دوم اين كه هر گاه ممدوح را به كار خير بستايد از آن شادمان مىشود و سستى در او راه يافته و از خود راضى مىشود و هر كه به عجب گرفتار آيد از سرعتش كاسته شود و تنها كسى قصد انجام كار را مىكند كه خود را مقصّر بيند و هر گاه زبانها به ستايش او گشوده شوند، گمان مىكند كه كار را كامل انجام داده است از اينرو پيامبر (ص) (به ستايشگر) فرمود: «گردن رفيقت را
«٣١٤» اين حديث را مسلم در (صحيح )، ج ٨، ص ٢٢٧ روايت كرده و ابوداوود در (سنن )، ج ٢، ص ٥٥٤ با كمى اختلاف لفظى روايت كرده و ابن ابى الدنيا در (( الصمت )) به عبارت مصنف روايت كرده است .
«٣١٥» اين حديث را ابن ابى الدنيا در (( ذم الغيبه )) و بيهقى و ابويعلى از حديث بريده به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در (( الجامع الصغير )) آمده است .