راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩ - شرح لشكريان قلب
شرح لشكريان قلب
خداى متعال مىفرمايد: وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ.«١٠»
پس براى خداى متعال در دلها و روانها و ديگر عوالم لشكريان فراهم آمدهاى است كه جز خود او كسى از حقيقت و شماره آنها آگاه نيست. ما اكنون به شرح برخى از لشكريان قلب كه مربوط به غرض ماست مىپردازيم براى قلب دو لشكر است: يكى لشكرى كه با چشم ظاهر ديده مىشود و ديگرى لشكرى كه جز با چشم باطن قابل رؤيت نيست. قلب در حكم سلطان و لشكريان در حكم چاكران و ياورانند و اين همان معناى لشكر است. لشكريان قلب كه با چشم مشاهده مىشوند عبارتند از: دست، پا، چشم، گوش، زبان، و ديگر اعضاى ظاهرى و باطنى. در حقيقت همه اينها خدمتكار قلب و به فرمان اويند و قلب فرمان دهنده و بازدارنده آنهاست. اعضاى مزبور بر حسب فطرت، فرمانبردار قلب آفريده شدهاند و توان سرپيچى و مخالفت با آن را ندارند. بنابراين هر گاه چشم را به باز شدن فرمان دهد گشوده شود، و هر گاه پا را به حركت امر كند به حركت در آيد، هر گاه زبان را به سخن گفتن فرمان قطعى دهد سخن بگويد، همچنين ديگر اعضا. فرمانبردارى اعضا و حواس از قلب از جهتى شبيه فرمانبردارى فرشتگان از خداى متعال است. زيرا فرشتگان بر حسب فطرت فرمانبردارند و قدرت مخالفت با خداوند را ندارند بلكه لا يَعْصُونَ الله ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ.«١١» تنها در يك چيز با هم تفاوت دارند و آن اين كه فرشتگان از بندگى و اطاعتشان از پروردگار آگاهند، ولى پلكها (ى چشم) در باز و بسته شدن به صورت جبر از قلب اطاعت مىكنند و از خود اختيارى ندارند و در اطاعت كردنشان از قلب چنين هستند. و همانا احتياج قلب به اين لشكريان از اين نظر است كه در مسافرتى كه براى آن آفريده شده به مركب و توشه راه
«١٠» مدثّر / ٣١: لشكريان پروردگارت را جز او كسى نمى داند.
«١١» تحريم / ٦: و هرگز مخالفت فرمان خدا نمى كند و دستورات او را دقيقا اجرا مى نمايند.