راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١ - شرح لشكريان قلب
لشكرى برونى كه چشم، گوش، بينى و ديگر اعضاست، شرح علّت نيازمندى به آنها و حكمت آنها طولانى مىشود و مجلّدات بسيارى هم گنجايش آن را ندارد. ما در كتاب الشكر به قسمت كمى از آنها اشاره كردهايم و بايد به همان اندازه قناعت شود.
تمام لشكريان قلب به سه نوع منحصر مىشود:
١- نوع اول، مشوّق و برانگيزنده است، يا آدمى را به جلب منفعت دلخواه بر مىانگيزد مانند شهوت. يا به دفع ضرر مخالف ميل انسان وا مىدارد مانند خشم. گاه از اين مشوّق به اراده تعبير مىشود.
٢- نوع دوّم، اعضا را تحريك مىكند تا اين اهداف را به دست آورد و از اين دوّمى به قدرت تعبير مىشود. قدرت عبارت از لشكريانى است كه در ديگر اعضا بويژه عضلهها و اوتار (چيزهايى شبيه به زه كمان كه در اطراف ماهيچهها مىرويد) پراكندهاند.
٣- نوع سوّم، آن است كه اشيا را درك كرده و مىشناسد مانند اعضاى خبرگزار آنها عبارتند از: نيروى بينايى، شنوايى، بويايى، چشايى و جز آنها.
اين نيروها در اعضاى مشخصّى پراكندهاند، و از آن به آگاهى و ادراك تعبير مىشود. با هر يك از اين لشكريان درونى لشكريانى است برونى و آن اعضايى است كه از گوشت، پيه، پى، خون، و استخوان، تركيب شده است و براى اين لشكريان ابزار فراهم مىآورند، زيرا نيروى گرفتن سريع به كمك انگشتان (اشيا را) مىگيرد، نيروى بينايى اشيا را با چشم مىبيند همچنين ديگر نيروها.
ما از لشكريان برونى كه همان اعضاست سخن نمىگوييم، چه آنها از جهان مادّى هستند. بلكه اكنون درباره نيروهايى كه با لشكريان نامريى كمك مىشوند سخن مىگوييم، اين نوع سوّم كه در ميان نيروها دريابنده است به دو بخش تقسيم مىشود:
١- نيروهايى كه در منزلهاى برونى جا گرفتهاند و عبارتند از: حواس پنجگانه، شنوايى، بينايى، بويايى، چشايى، بساوايى.