راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٠ - گفتارى در شهوت همخوابگى
است اطاعت كرده و آن تمايلى پنهانى است، و هر گاه در نفس خود چنان تمايلى (ميل به شهرت) را احساس كرد بداند كه شكستن آن از شكستن تمايل به غذا مهمّتر است. بنابراين غذا بخورد سزاوارتر از حبّ مقام است.
ابو سليمان گويد: هر گاه ميل به چيزى كه تارك آن هستى برايت آماده شد به ميزان كمى از آن بهره ببر و آرزوى نفس خود را كاملا برنياور تا تمايل را از نفست دور سازى و خوشى آن را تيره گردانى زيرا خواستهاش را به او ندادهاى.
حضرت جعفر بن محمد صادق (ع) فرمود: «هر گاه نزد من چيزى آورده مىشد كه به آن ميل داشتم به نفسم نگاه مىكردم اگر اظهار تمايل به آن مىكرد به آن مىخورانيدم و آن بهتر از منع نفس بود، و اگر تمايل خود را پنهان مىكرد و دورى از آن را آشكار مىساخت (به ظاهر اظهار بىميلى مىكرد) با ترك آن تمايل او را كيفر مىكردم و چيزى از آن به او نمىدادم» و اين راهى براى كيفر دادن نفس بود و در برابر اين تمايل پنهانى.
مىگويم: اين سخن به سخن مولايمان حضرت صادق (ع) شباهت ندارد بلكه به سخن صوفيان شبيهتر است.
ابو حامد گويد: خلاصه هر كس ميل به غذا را رها كند و در تمايل به ريا كارى افتد مانند كسى است كه از كژدمى بگريزد و به مارى پناه ببرد زيرا تمايل به ريا بيش از تمايل به غذا زيان آور است.
گفتارى در شهوت همخوابگى
بايد بدانى كه ميل به آميزش با زنان به سبب دو فايده بر انسان غالب مىشود: يكى اين كه لذّتهاى آن را دريابد و لذّتهاى آخرت را با آن مقايسه كند زيرا لذّت آميزش با زنان اگر دوام يابد بهترين لذّتهاى جسمانى است چنان كه آتش و درد آن بزرگترين دردهاى جسمانى است پس ميل و ترس مردم را به طرف خوشبختىهايشان سوق مىدهد، ميل تنها با درك لذّت و ترس با احساس درد حاصل مىشود زيرا آنچه با ذائقه درك نشود اشتياق زياد به آن پيدا نشود.