راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٩ - آفت نهم غنا و شعر است
باشد، يا مكروه و مباح است، چنان كه ابو حامد بيان كرد و بعيد نيست كه حكم غنا در مورد بعضى از مصاديقش نسبت به تفاوت درجات مردم مختلف باشد، زيرا غنايى كه شايسته فرومايگان است لايق صاحبان مروّت نيست.
ابو حامد مىگويد: امّا شعر سخنى است كه خوبش خوب و بدش بد است، جز اين كه تمام وقت سرگرمى به شعر نكوهيده است. رسول خدا فرمود: «اگر شكم يكى از شما پر از چرك و خون شود تا آن را ببيند برايش به از آن است كه پر از شعر شود.»«١٢٣»
از بعضى بزرگان درباره شعر سؤال شد. در جواب گفت: به جاى آن ذكر خدا بگو چرا كه ذكر خدا بهتر از شعر است. خلاصه خواندن شعر و نظم آن حرام نيست، اگر در آن سخن ناپسندى نباشد.
پيامبر (ص): «بعضى از شعرها حكمت است.»«١٢٤» آرى مقصود از شعر (مكروه) ستايش و نكوهش و سرودن غزلهاى عشقى است كه گاه دروغ در آن وارد مىشود. پيامبر (ص) فرمود: «حسّان (بن ثابت) را به هجو كردن كفّار امر فرمود.»«١٢٥» ستايش بسيار (در شعر) اگر چه دروغ باشد در حرام بودن مانند دروغ نيست مانند گفته حبيب شاعر:
و لو لم يكن فى كفه غير روحه *** لجادبها فليتق الله سائله«١٢٦»
شاعر درجه اعلاى بخشندگى را وصف كرده است اگر فرد ممدوح بخشنده نباشد دروغ است و اگر بخشنده باشد مبالغه و از صنايع ادبى در شعر است و قصد شاعر اظهار اعتقاد به آن نيست. در محضر رسول خدا اشعارى خوانده شده
«١٢٣» اين حديث را بزاز روايت كرده و رجال روايتى او رجال صحيح و طبرانى است و در ميان راويان يزيد بن سفيان وجود دارد و او ضعيف است چنان كه در (( مجمع الزوائد، )) ج ٢، ص ٥٩٨ روايت كرده است .
«١٢٤» اين حديث را ابوداوود در (سنن )، ج ٢، ص ٥٩٨ روايت كرده است .
«١٢٥» اين حديث را بخارى در (صحيح )، ج ٨، ص ٤٥ از حديث براء روايت كرده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به حسان (بن ثابت ) فرمود: هجو كن كه جبرئيل با توست .
«١٢٦» اگر در كف (بخشنده ) او جز روح و جابش نباشد آن را مى بخشد از اين رو بايد كسى كه از او چيزى مى طلبد از خدا بترسد.