راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨٦ - و لا خلاك الدّهر من حاسد = فانما الفاضل من يحسد«١٩١»
خوارى طالبانش سخن مىگويد پس هر كه عزّت دنيوى دارد به خوارى دچار مىشود و هر كس در دنيا مال بسيار دارد به اندوه و حسرت گرفتار آيد. كار دنيا فرار از طالبان خود است و آن كه از دنيا مىگريزد دنيا وى را مىطلبد، هر كه به دنيا خدمت كند دنيا را از دست بدهد و هر كه از آن روى بگرداند با او همراهى كند. خالصيهاى آن از كدورتها و تيرگيها خالى نيست و شادى آن از تيرگيها جدا نمىباشد در پى سلامتى دنيا بيمارى است و جوانى دنيا به سوى پيرى در حركت است، و نعمتهاى آن نتيجهاى جز اندوه و پشيمانى ندارد، بنابراين دنيا بسيار حيلهگر و فريبكار بسيار گريزان و پرنده است، همواره خود را براى طالبانش مىآرايد و هر گاه از دوستان دنيا شوند دندانهاى خود را به آنها نشان دهد و اسباب منظم را بر آنها پريشان سازد، و شگفتيهاى پنهان خود را برايشان آشكار كند و زهر كشنده خود را به آنان بچشاند، و تيرهاى خود را كه خطا نمىكند به طرف آنها نشانه رود. در همان حال كه دنيا داران در رفاه و از دنيا شادمانند ناگهان به آنها پشت كند و گويى خوابى آشفته بود كه مىديدند آنگاه با بلاها و مصيبتهايش به آنان حملهور شود و آنها را همانند كشتههاى درو شده پايمال كند (نابود سازد) و با كفنهايشان در زير خاك دفن كند، اگر كسى تمام روى زمين را مالك شود بزودى او را نابود مىسازد به طورى كه گويى چنين شخصى وجود نداشته است دنيا داران آرزوى شادمانى دارند و دنيا به آنها وعده دروغ مىدهد تا بسيار آرزو كنند و قصرها بسازند امّا قصرهايشان قبرها شود، و جمعشان پراكنده و سعى آنها هدر گردد و براى كار خدا اندازه معيّنى است.
و درود بر محمّد بنده و رسولش كه مژده دهنده و بيم دهنده براى جهانيان فرستاده شده است و درود و سلام بسيار بر خاندان و يارانش كه در دين پشتيبان او بودند و در برابر ستمگران ياور او.
امّا بعد، دنيا دشمن خدا و دوستان خدا و دشمن دشمنان خداست. امّا دشمنى دنيا به خدا به اين است كه راه را بر بندگان خدا مىبندد. از اين رو خدا