راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦٦ - شرح حرمت غيبت قلبى
حرام كرده است.»«٢٧١» همان طور كه تصرف مال به رؤيت عينى و شهادت شاهدى عادل مباح مىشود بدگمانى نيز چنين است و هر گاه اين دو امر حاصل نشود و دچار بدگمانى شوى لازم است آن را از خود دور سازى و بر نفس ثابت كنى كه حال شخص مورد بدگمانى همچنان بر تو پوشيده است، زيرا آنچه در او ديدهاى احتمال خير و شر مىرود.
اگر بگويى: به چه وسيله بدگمانى شناخته مىشود در حالى كه شكهايى به دل راه مىيابد و حديث نفس نيز وجود دارد؟
مىگوييم: نشانه وجود بدگمانى اين است كه دل در پى آن از رفتار قبلى خود (نسبت به مظنون) عدول مىكند و از او چنان متنّفر مىشود كه سابقه نداشته و نسبت به او بىاعتنا و در دلجويى و احترام و غمين شدن براى او سست مىشود. پيامبر (ص) فرمود: «سه چيز است كه بودنش در مؤمن پسنديده نيست در صورتى كه راه گريزى هست راه گريز او از بدگمانى اين است كه آن را اثبات نكند.»«٢٧٢» به اين معنى كه بدگمانى را در دل يا اعضاى بدن به نيّت يا عمل اثبات نكند، امّا اثبات در دل اين است كه دل با نفرت و كراهت دگرگون شود، و در اعضا اين است كه بر طبق سوء ظّن عمل كند. شيطان گاه با كمترين بدگمانى نسبت به مردم، بر قلب مسلّط مىشود و به انسان چنين القا مىكند كه پىبردن به بدى شخص مظنون نشان زيركى و تيز هوشى و سرعت تنبّه است و مؤمن با نور خدا مىنگرد در حالى كه او به يقين به فريب شيطان و تاريكى او نظر دارد، امّا اگر شخص عادلى از بدى شخصى خبر دهد و دلت به تصديق او مايل شود عذرت پذيرفته است، چرا كه اگر خبر عادل را تكذيب كنى بر شخص عادل ستم كردهاى كه به او گمان دروغ بردهاى و شايسته نيست به يك فرد گمان
«٢٧١» اين حديث را بيهقى در (( الشعب )) از حديث ابن عباس به سندى ضعيف روايت كرده ، (( المغنى )) و ابن ماجه نظير آن را از حديث ابن عمر به شماره ٣٩٣٢ روايت كرده است .
«٢٧٢» اين حديث را طبرانى از حديث حارثة بن نعمان به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در (( المغنى )) آمده است .