راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٦ - بيان معناى غيبت و تعريف آن
در دين شخص مسلمان سريعتر اثر مىكند از مرضى كه از درون عضو انسان را مىخورد.»«٢٣٨»
و نيز آن حضرت گفت: «رسول خدا (ص) فرمود: نشستن در مسجد به انتظار نماز عبادت است تا حدثى از او سرنزند، عرض شد: اى رسول خدا حدث چيست؟ فرمود: غيبت كردن.»«٢٣٩»
ابن ابو عمير از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: «كسى كه درباره مؤمن سخنى بگويد كه با چشمانش ديده و با گوشهايش شنيده است، در زمره كسانى است كه خداوند فرموده است: إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ في الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ.«٢٤٠»
از مفضّل بن عمر روايت شده گويد: امام صادق (ع) فرمود: «كسى كه از مؤمنى سخنى نقل كند كه قصدش عيبگويى و از بين بردن مرّوت او باشد تا آن مؤمن از چشم مردم بيفتد خدا او را از تحت سرپرستى خود به سرپرستى شيطان بيرون كند و شيطان او را نپذيرد.»«٢٤١»
از حضرت صادق (ع) روايت شده كه فرمود: «غيبت بر هر مسلمانى حرام است و غيبت حسنات را مىخورد، چنان كه آتش هيزم را مىخورد.»«٢٤٢»
بيان معناى غيبت و تعريف آن
بدان كه غيبت، گفتن چيزى درباره برادر دينى است كه اگر از آن آگاه شود برنجد و تفاوتى ندارد كه عيب جسمانى يا تبار يا اخلاق يا گفتار و كردار يا دين و دنياش را بگويى و يا عيب لباس و خانه و مركب سوارى او را بازگو كنى. عيب جسمانى مثلا ضعف چشم و آبريزى آن، لوچ بودن، كچل بودن، كوتاه و بلند بودن، سياه و زرد بودن و تمام صفاتى كه يادآورى آن فرد
«٢٣٨» كافى ، ج ٢، ص ٣٥٧.
«٢٣٩» كافى ، ج ٢، ص ٣٥٧.
«٢٤٠» كافى ، ج ٢، ص ٣٥٧.
«٢٤١» كافى ، ج ٢، ص ٣٥٨.
«٢٤٢» به (( مصباح الشريعه )) باب چهل و نه رجوع كنيد.