راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٨ - بيان معناى غيبت و تعريف آن
داشتند كه با سؤال احكام دين را بفهمند و غرض آنها عيبجويى يادشدگان نبود و در غير از مجلس رسول خدا (ص) به آن نيازى نمىباشد و دليل آن اجماع امّت است بر اين كه هر كس از ديگرى ياد كند به سخنانى كه موجب رنجش وى شود از او غيبت كرده است چرا كه داخل در تعريف غيبتى است كه پيامبر از آن نهى فرموده است. بنابراين اگر چه در تمام موارد ياد شده راستگو باشد غيبت و معصيت خدا كرده و گوشت برادرش را خورده است به دليل روايتى كه پيامبر فرمود: «آيا مىدانيد غيبت چيست؟ گفتند: خدا و رسولش داناتر است. فرمود:
ياد كردن از برادرت به سخنى كه او را برنجاند. عرض شد: آيا اگر آنچه مىگويم در برادرم باشد غيبت است؟ فرمود: اگر آنچه مىگويى در او باشد او را غيبت كردهاى و اگر در او نباشد به او بهتان زدهاى»«٢٤٥» معاذ بن جبل گويد: از مردى در محضر پيامبر (ص) ياد شد و گفتند: چقدر او عاجز و ناتوان است، رسول خدا فرمود: «از رفيقتان غيبت كرديد، عرض كردند: اى رسول خدا آنچه در او بود گفتيم. فرمود: اگر آنچه در او نبود مىگفتيد به او بهتان زده بوديد.»«٢٤٦»
حذيفه از عايشه روايت كرده كه عايشه از زنى ياد كرد و گفت: آن زن كوتاه قد است. پيامبر (ص) فرمود: «او را غيبت كردى.»«٢٤٧»
حسن گويد: به بدى ياد كردن ديگران سه گونه است: غيبت، بهتان، دروغ و تمام آنها در قرآن آمده است. غيبت گفتن چيزى است كه در او وجود دارد
«٢٤٥» اين حديث را مسلم در (صحيح )، ج ٨، ص ٢١ و ابوداود در (سنن )، ج ٢، ص ٥٦٧ از حديث ابوهريره روايت كرده اند.
«٢٤٦» اين حديث را طبرانى در (( الكبير )) به سندى كه على بن عاصم در آن وجود دارد روايت كرده و او ضعيف است چنان كه در (( مجمع الزوايد )) نقل شده است .
«٢٤٧» اين حديث را احمد روايت كرده و ابوداوود در (سنن )، ج ٢، ص ٥٦٧ و ترمذى از ابوخديفه از عايشه روايت كرده اند و در (( احياءالعلوم )) از خديفه از عايشه روايت شده چنان كه در متن آمده است و همچنين ابن ابى الدنيا در (( الصمت )) از حذيفه روايت كرده است و حذيفه اشتباه است بلكه درست آن (ابوحذيفه ) است و اسمش سلمه بن صهيب است .