راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١١٥ - شرح امورى كه بنده به آن مؤاخذه مىشود
او سخن بگويد نمىشنود و اگر كسى از برابرش عبور كند گويى او را نمىبيند.
هرگاه براى انسان اين حالت از ترس از دشمن و حرص به مال و مقام قابل تصوّر باشد چگونه در ترس از دوزخ و حرص به بهشت قابل تصوّر نباشد، ولى بر اثر ضعف ايمان به خدا و روز جزا حالت اخير كمتر ديده مىشود.
هرگاه در تمام اين اقسام و انواع وسوسه بينديشى در خواهى يافت كه هر يك از نظريههاى ياد شده صحيح است ولى در جاى مخصوص خودش، خلاصه آن كه رهايى از شيطان در يك آن يا يك ساعت دور به نظر نمىآيد، ولى رهايى در طول يك عمر بعيد يا محال است. وسوسه عوارض دنيا و پول آن جز با دور افكندن و جدايى قطع نمىشود. پس انسان تا آنگاه كه چيزى را اضافه بر نيازش مالك است اگر چه يك دينار باشد شيطان او را در نماز از انديشيدن در آن رها نمىسازد، كه چگونه نگاه دارد و در چه راهى خرج كند و چگونه پنهان بدارد تا هيچكس نفهمد يا چطور نشان بدهد تا به آن ببالد و ديگر وسوسهها.
پس كسى كه چنگالهايش را در دنيا فرو برده و انتظار دارد كه از شيطان رها شود مانند كسى است كه در عسل فرو رود و گمان كند كه مگس روى او نمىنشيند و اين محال است، بنابراين دنيا باب مهّمى براى وسوسه شيطان است و يك در ندارد بلكه درهاى زيادى دارد.
يكى از حكيمان گفته است: شيطان از طريق گناهان نزد آدميزاده مىآيد.
اگر امتناع كرد از راه خير خواهى مىآيد تا او را در بدعتى بيفكند، و اگر خوددارى كرد او را به سختگيرى نسبت به خودش وا مىدارد تا آنچه را بر او حرام نيست بر او حرام سازد، و اگر باز هم سر، باز زد در وضو و نمازش او را به شك مىاندازد تا علم او را برطرف كند، و اگر امتناع كرد كارهاى نيك را بر او آسان سازد تا مردم او را شكيبا پاكدامن ببينند، پس دلهاى آنان به او مايل شود و به نفس خود عجب كند و به آن سبب هلاك شود. در اين حالت است كه آدمى بايد با دشمن سخت مبارزه كند چون آخرين درجه است و اگر اين مرحله را پشتسر بگذارد درهاى بهشت به رويش باز مىشود.