راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥ - توضيح خاصيّت قلب براى آدمى
نيروها مغلوب و به زير فرمان صفت ربّانى در آيد، دانش و حكمت و يقين و احاطه به باطن اشيا و شناخت حقيقت اشيا در قلب مستقّر مىشود و آدمى با نيروى دانش و بينش بر همه صفات زشت مسلّط مىگردد، و به سبب كمال در علم شايستگى تقدّم بر مردم را پيدا مىكند، و از پرستش شهوت و خشم بىنياز مىشود و با كنترل خوك شهوت و برگرداندن آن به مرز اعتدال صفات ارزندهاى چون پاكدامنى، قناعت، آرامش، زهد، پارسايى، پرهيزگارى، شادمانى، برخورد خوب، شرم، لطافت طبع، همراهى و مساعدت و نظاير آنها در قلب مستقر مىشود، و با كنترل نيروى خشم و مغلوب ساختن آن و برگرداندنش به اندازهاى كه لازم است، صفت شجاعت و بخشندگى و بزرگوارى و كنترل نفس، شكيبايى، بردبارى، تحمّل، گذشت، پايدارى، نجابت، شهامت، وقار و غيره، در قلب جاى مىگيرد.
بنابراين قلب در حكم آينهاى است كه اين امور مؤثّر در آن پيرامونش را گرفتهاند و اين آثار پياپى به دل مىرسد، امّا آثار ستودهاى كه ياد كرديم بر روشنى و تابش و نور دل مىافزايد تا تجلّى ذات حق در آن بتابد و آن حقيقتى كه از دين مورد نظر است در آن كشف شود. پيامبر (ص) با گفتار خود به اين قلب اشاره فرموده است: «هر گاه خدا خير بندهاى را بخواهد قلب او را پند دهندهاش قرار مىدهد»«٣٤» و نيز با اين گفتار: «هر كه در قلب خود پند دهندهاى داشته باشد از سوى خدا بر او نگهبانى گماشته شود»«٣٥» و همين دل است كه ياد خدا در آن مستقّر مىشود. خداى متعال مىفرمايد: أَلا بِذِكْرِ الله تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.«٣٦»
«٣٤» ابومنصور ديلمى اين حديث را در (( مسند الفردوس )) از حديث امّ سلمه روايت كرده و سندش ضعيف است چنانكه در (( الجامع الصغير )) آمده است .
«٣٥» عراقى گويد: اصلى براى اين حديث نيافتم . مصحح گويد: در (( نهج البلاغه )) خطبه ٨٨ نظير آن آمده است و شيخ در امالى خود به اسنادش از على بن الحسين عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: (( ابن آدم لا تزال بخير ما كان لك واعظ، )) فرزند آدم تا برايت پند دهنده اى باشد به طرف خير مى روى .
«٣٦» رعد / ٢٨: آگاه باشيد تنها با ياد خدا دلها آرامش مى يابد.