راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠ - شرح لشكريان قلب
نياز دارد، و آن مسافرت به سوى خداى متعال و طى كردن منزلها براى رسيدن به ديدار اوست. دلها براى همين منظور آفريده شدهاند چنان كه خداى متعال مىفرمايد: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ،«١٢» و تنها مركب قلب، تن و تنها توشهاش دانش است، و تنها اسبابى كه او را به توشه مىرساند و به او توان توشه برداشتن مىدهد عمل صالح است. دل ممكن نيست به خداى متعال برسد تا زمانى كه بدن با مرگ آرام نگيرد و از دنيا عبور نكند، زيرا براى رسيدن به آخرين منزل ناگزير است منزل نزديكتر را بپيمايد. دنيا كشتزار آخرت و يكى از منزلهاى هدايت است، دنيا به اين دليل دنيا ناميده شده كه نزدكترين دو منزل است. بنابراين انسان ناگزير است كه از اين جهان (دنيا) توشه برگيرد، و بدن مركب اوست كه با آن به اين جهان مىرسد. بدين ترتيب، قلب نياز دارد كه از بدن نگهدارى و پرستارى كند. تنها حفظ بدن به اين است كه غذا و ديگر چيزهايى را كه سازگار طبع اوست بدان برساند، و آنچه با بدان ناسازگار است و موجب نابودى آن مىشود يا عوامل نابودى آن را ممكن مىسازد از بدن دفع كند. از اين رو قلب براى جذب غذا به دو لشكر محتاج است: لشكرى درونى كه شهوت است و لشكرى برونى كه دست و اعضايى است، كه غذا را به طرف بدن مىكشاند. از اين رو شهوتهايى كه مورد نياز قلب است در آن آفريده شده است، و نيز براى قلب اعضايى خلق شده كه ابزار شهوت است. همچنين قلب براى دفع نابود كنندهها به دو لشكر نيازمند است: لشكرى درونى كه غضب است و قلب با آن هلاك كنندهها را دفع مىكند و از دشمنان انتقام مىگيرد، و لشكرى برونى كه دست و پاست و قلب با آنها به مقتضاى خشم عمل مىكند، همه اينها به كمك امورى بيرون از بدن مانند اسلحه و ديگر اشيا انجام مىشود آن گاه كسى كه به غذا نياز دارد اگر غذا را نشناسد ميل به غذا و ابزار استفاده از آن برايش سودى ندارد. بنابراين براى چنين شناختى به دو لشكر نيازمند است:
لشكرى درونى كه ادراك ديدن، چشيدن، بوييدن، شنيدن، لمس كردن است، و
«١٢» ذاريات / ٥٦: جن و انس را نيافريدم جز براى اين كه مرا بپرستند.