راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٣ - گفتارى در شهوت همخوابگى
بعضى از اوقات آن درندگان مىخوابند امّا وى به [جاى استراحت] براى برانگيختن و به هيجان آوردن آنان چارهجويى مىكند و پس از بيدار شدن آنها براى دفعشان چارهجويى مىكند زيرا ميل به غذا و آميزش با زنان براستى دردهايى هستند كه آدمى مىخواهد از آن رها شود و با خلاص شدن احساس لذّت كند.
اگر گفته شود در روايات عجيبى كه از پيامبر (ص) روايت شده آمده است:
«به برادرم جبرئيل از ضعف آميزش شكايت كردم پس مرا به خوردن هريسه (غذايى از گوشت و حبوبات) امر كرد.»«٨٣»
بنابراين بايد بدانى كه پيامبر نه زن داشت كه او واجب بود كه با بهرهورى از آنها همه را (از گناه) حفظ كند و در صورتى هم كه آنها را طلاق مىداد ازدواج آنها بر ديگران حرام بود، از اين رو در جستجوى تقويت (خود) بود نه به منظور بهرهورى از شهوت.
مىگويم: اين حديث از طريق شيعه چنين وارد شده است «به برادرم جبرئيل از بسيارى همسران شكوه كردم پس مرا به خوردن هريسه امر كرد.»«٨٤» در اين صورت سئوالى نيست.
غزالى گويد: امر دوّم اين است كه اين شهوت گاه بعضى گمراهان و نادانان
«٨٣» در كافى ، ج ٦، ص ٣٢٠ از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود: ((پيامبرى از پيامبران به خداى عزوجل از ضعف و كمى جماع شكايت كرد پس او را به خوردن هريسه امر فرمود)) و در همان كتاب نيز از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه ((پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به پروردگارش از درد كمر شكايت كرد پس او را امر كرد كه گوشت و حبوبات يعنى هريسه بخورد)). عراقى گويد: اين حديث را عقيلى در (( الضعفا )) و طبرانى در (( الاوسط )) از حديث حذيفه روايت كرده است و اين حديث جعلى است . مترجم گويد: ابوحامد محمّد غزالى در كتاب (( سرّ العالمين و كشف ما فى الدارين )) از ابوطالب مكى روايت كرده كه : (( ان النبى صلّى اللّه عليه و آله قال شكوت الى اخى جبرئيل ضعف الوقاع فامرنى باكل الهرايس فوجدت بها جبرانا، )) پيامبر فرمود: به برادرم جبرئيل از ضعف آميزش شكايت كردم پس مرا راهنمايى كرد كه هريسه بخورم و با خوردن آن ضعف كمرم جبران شد، (( سرّ العالمين ، )) نسخه خطى به خط جدم مرحوم حاج شيخ عبدالعلى بسطامى در نجف ١٣٠٩ هجرى ، ص ٢٠. (( واللّه اعلم . )) م .
«٨٤» به كافى ، ج ٦، ص ٣٢٠ رجوع كنيد.