راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥٣ - شرح تفصيلى راه تهذيب اخلاق
است سعى كنى تا كمال و صفا در آن ايجاد كنى. همان طور كه عامل دگرگون كننده اعتدال بدن كه موجب بيمارى است جز به ضد خود قابل درمان نيست، مثلا اگر بيمارى از حرارت است بايد با برودت آن را درمان كرد و بالعكس، درمان صفت پستى كه بيمارى قلب است نيز تنها به ضدّ آن ميسّر است.
بنابراين بيمارى نادانى به آموختن دانش، بيمارى بخل به بخشندگى و داشتن نفس، بيمارى تكبّر به تواضع و بيمارى حرص به خوددارى از تكلّف در كسب مال و ثروت درمان مىشود، و همان طور كه براى درمان بدن مريض بايد تلخى دارو و سختى صبر در برابر خواستهها را تحمّل كند، بايد براى درمان قلب نيز تلخى جهاد و صبر را تحمل كند، حتّى بيمارى قلب مهمتر از بيمارى بدن است زيرا بيمارى بدن نتيجهاش مردن است و بيمارى دل پناه بر خدا نتيجهاش كيفر دائمى پس از مردن است و همان طور كه هر داروى خنك كنندهاى براى مرضى كه عاملش گرمى است مناسب نيست، مگر اين كه به اندازه معيّنى باشد و با شدّت و ضعف و دوام و عدم آن و زيادى و كمى سردى فرق مىكند و بايد معيارى داشته باشد كه با آن مقدار سردى سودمند و زيانبخش آن شناخته شود و اگر آن معيار رعايت نشود مفسدهاش بيشتر است، به همين طريق صفت ضدّى كه با آن اخلاق معالجه مىشود بايد معيارى داشته باشد همانطور كه ميزان دوا، از معيار علّت بيشمارى گرفته مىشود تا آنجا كه پزشك تا نداند بيمارى از گرمى پديد آمده يا سردى به درمان نمىپردازد و اگر از گرمى باشد بايد درجهاش را بداند كه درجه ضعيف گرمى است يا قوى و پس از شناخت به احوال بدن و شرايط زمان و شغل بيمار و سنّ و ديگر حالات او توجّه مىكند.
آنگاه بر حسب آن شرايط درمان مىكند، به همين طريق، شيخى كه ديگران از او پيروى مىكنند و به طبابت نفوس مريدها مىپردازد و دلهاى طالبان هدايت را درمان مىكند، لازم است تا زمانى كه اخلاق و بيماريهايشان را نشناخته آنها را به تمرين و تكليف در فنّى مخصوص و راهى مخصوص وادار نكند و چنانكه پزشك اگر تمام بيماران را يكنواخت درمان كند بيشترشان را خواهد كشت،