راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٤ - توضيح مثال قلب نسبت به دانشها
همين است كه فرموده: فَمَنْ يُرِدِ الله أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ.«٥٥» و نيز أَ فَمَنْ شَرَحَ الله صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ من رَبِّهِ.«٥٦»
اين تجلّى و اين ايمان سه مرحله دارد: مرحله اول ايمان عوام است كه تنها، ايمان تقليدى است. مرحله دوم ايمان متكلّمان است كه آميخته با نوعى استدلال است و از لحاظ درجه به ايمان عوام نزديك است. مرحله سوّم ايمان عارفان است كه شهود با نور يقين است. با يك مثال اين مراحل برايتان روشن مىشود: اين كه تصديق مىكنيد زيد در خانه است سه مرحله دارد:
١- كسى آن را به شما خبر مىدهد كه او را دروغگويى نمىدانيد و متّهم به گزافهگويى نيست در اين صورت تنها با شنيدن خبر دلتان آرام مىگيرد و به صحّت آن مطمئن مىشويد اين همان ايمان تقليدى است. ايمان عوام چنين است، زيرا اينان وقتى به سنّ تشخيص (خوب و بد) رسيدهاند از پدران و مادرانشان وجود خدا و علم و اراده و قدرت خدا و ديگر صفاتش و بعثت پيامبر و بر حق بودن او و هر چه آورده، شنيدهاند و همانطور كه شنيدهاند پذيرفته و بر آن پايدار مانده و اطمينان پيدا كردهاند و خلاف گفتههاى آنان به دلشان خطور نكرده چون به پدران و مادران و معلّمانشان حسن ظنّ داشتهاند. اين ايمان سبب نجات در آخرت است. دارندگان اين ايمان نخستين درجات اصحاب اليمين را دارند و جزء مقربّان نيستند چون كشف و بينش ندارند و سينهشان به نور يقين گشاده نشده است زيرا در آنچه انسان از يك فرد يا افراد در امور اعتقادى مىشنود امكان اشتباه مىرود دل يهود و نصارا نيز به آنچه از پدر و مادرهايشان شنيدهاند مطمئن است، جز اين كه به اعتقاد خطاى آنها معتقد شدهاند چون پدر مادرها عقايد اشتباه را به فرزندانشان القا كردهاند و مسلمانان به حق معتقدند
«٥٥» انعام / ١٢٥: آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند سينه اش را براى (پذيرش ) اسلام گشاده مى كند.
«٥٦» زمر / ٢٢: آيا كسى كه خدا سينه اش را براى اسلام گشاده كرده و برفراز مركبى از نور الهى قرار گرفته است .