راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٩٨ - شرح راههاى ورود شيطان به دل
در شرايطى خاص استثنائاتى دارد كه علماى دين آن را مىدانند. پس به خودت بنگر كه شنيدن مانند ديدن نيست و بينديش كه آخرين درجه ذكر خدا و عبادتت همان نماز توست. پس مراقب دلت باش كه در حال نماز چگونه شيطان آن را به طرف بازارها و حساب خريداران و پاسخ دشمنان مىكشاند و چگونه شيطان آن را به طرف بازارها و حساب خريداران و پاسخ دشمنان مىكشاند و چگونه تو را به درّههاى دنيا و جاهاى خطرناك آن مىبرد تا آنجا كه هرچه از امور دنيا را فراموش كردهاى فقط در نماز به ياد مىآورى و شيطان فقط در نماز به قلبت يورش مىآورد. نماز محك دلهاست و در حال نماز است كه بديها و خوبيهاى دل آشكار مىشود. بنابراين نماز از دلهايى كه آلوده به شهوتهاى دنيوى است قبول نمىشود و ناچار شيطان را از تو دفع نمىكند، بلكه گاه وسوسهات را زيادتر مىكند چنان كه گاه پيش از پرهيز، ضرر دوا براى تو بيشتر است، پس اگر بخواهى كه از شيطان رها شوى پيش از آن به وسيله تقوا پرهيز كن سپس داروى ياد خدا را به دنبال آن بياور كه شيطان از تو خواهد گريخت. از اين رو وهب بن منبّه گفته است: تقوا پيشه كن و شيطان را آشكارا دشنام مده در حالى كه در نهان دوست اويى و از او اطاعت مىكنى. يكى از بزرگان گويد: شگفتا از كسى كه خدا را پس از آگاهى از احسانش معصيت مىكند و از شيطان لعين فرمان مىبرد حال آن كه از سركشى او آگاه است، همان طورى كه خداى متعال فرموده است: ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ. «١٥٨»
تو خداى را مىخوانى ولى به تو پاسخ نمىدهد همچنين خدا را ياد مىكنى امّا شيطان از تو نمىگريزد براى اين كه شروط ذكر و دعا در تو نيست.
به ابراهيم بن ادهم گفته شد: ما را چه شده كه دعا مىكنيم و دعايمان مستجاب نمىشود با آن كه خداى متعال فرموده است: ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ؟
گفت: براى اين كه دلهاى شما مرده است، سؤال شد: چه چيز دل ما را ميرانده است؟ گفت: هشت خصلت: ١- حق خدا را شناختيد ولى حقّش را ادا نكرديد ٢- قرآن مىخوانيد و به حدود آن عمل نمىكنيد. ٣- گفتيد پيامبر خدا را
«١٥٨» مؤ من / ٦٠: مرا بخوانيد تا (دعاى ) شما را اجابت كنم .