راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠٩ - شرح حقيقت خشم
غار را كه نيروى نگاهدارنده و حافظ اجزاى آن است نابود مىكند. رابطه قلب با غضب نيز چنين است، و در حقيقت هر گاه كشتى در اثر باد و طوفان و امواج خروشان در دريا پريشان شود اميد سلامتى به آن بيشتر از نفسى است كه بر اثر امواج خروشان درياى خشم پريشان شود، چرا كه در كشتى هستند كسانى كه براى مهار كردن و نجات آن چارهجويى مىكنند امّا قلب خود سكّاندار كشتى وجود است و از آنجايى كه خشم او را كر و كور ساخته توان چاره انديشى ندارد.
از نشانههاى ظاهرى خشم تغيير رنگ چهره و لرزش شديد در اعضاى بدن و درهم ريختن نظم و ترتيب كارها و پريشانى در سخن و حركات است، تا آنجا كه آثار خشم در گوشههاى دهان پديد مىآيد و چشمها سرخ مىشود و بينى او دگرگون و شكل معمول اعضا بويژه صورت عوض مىشود و اگر شخص خشمگين در حالت خشم زشتى صورت خود را ببيند خشم او آرام مىشود، چرا كه از زشتى چهره و دگرگونى خلقت خود شرم مىكند، در حالى كه زشتى باطن او از زشتى ظاهرش بيشتر است زيرا ظاهر نمانيده باطن است، اوّل چهره باطن زشت شده آنگاه زشتى آن در ظاهر آدمى منعكس مىشود. بنابراين دگرگونى ظاهر نتيجه دگرگونى باطن است. اين اثر خشم در جسم آدمى بود.
امّا اثر خشم بر زبان، آن است كه زبان به دشنام و گفتن سخنان زشت كه خردمندان از آن شرم دارند و گوينده نيز پس از فرو نشستن خشم از آن شرم مىكند، رها و باز مىشود. علاوه بر اين نظم كارهاى آدم خشمگين بر هم مىخورد و كلماتش پريشان مىشود.
امّا اثر و نشان خشم بر اندامها آن است كه شخص خشمگين مىزند، حمله مىكند، و مىدرد و در صورت داشتن قدرت بى باكانه (طرف را) مجروح مىسازد و گاه به قتل مىرساند و اگر شخص مورد خشم بگريزد و يا به علّتى به او دست نيابد و نتواند انتقام بگيرد، اثر خشم به شخص خشمگين بر مىگردد در نتيجه لباس خود را مىدرد و بر صورت خود سيلى مىزند و گاه دست خود را بر زمين مىكوبد و همانند شخص مست و مدهوش سرگشته مىدود بسا كه